اخبار > گزارش کارگاه برهان - مدیریت قوه خیال - جلسه دوم
 


  چاپ        ارسال به دوست

گزارش کارگاه برهان - مدیریت قوه خیال - جلسه دوم

                                                 بسمه تعالی

کارگاه برهان با موضوع مدیریت قو ه خیال ( جلسه دوم)

تاریخ برگزاری :2/2/94

مکان: سالن حورا

تعداد شرکت کنندگان: بالغ بر 100 نفر

استاد: خانم دکتر نفیسه فیاض بخش

        خانم دکتر نفیسه فیاض بخش در جلسه دوم در آغاز با عنوان مدیریت قوه ی خیال ابتدا به تحلیل لغوی کلمه "وسوسه" پرداختند.

وسوس   یوسوس    وسوسه

وسوسه الشیطان ( فاعل: له و الیه - یعنی شیطان او را به شرّ یا آنچه که هیچ نفسی در آن نیست، دعوت نمود )

1- در تحلیل لغوی وسوسه هیچگاه در امور مثبت بکار نمی رود.

2- قید مخفی بودن در معنای لغوی ان لحاظ شده است.

3- جنبه ی منفی و دعوت به امور شرّ و مضرّ به حال انسان، حتماً در این واژه لحاظ شده است.

فاعل وسوسه می تواند مرتبه حیوانی نفس و یا شیطان باشد. شیطان نیز اعمّ از شیطان جنّی و انسی است.

نكته قابل توجه در اينجا اين است كه در چه صورت انسان گرفتار وسواس می شود. پاسخ این است که  هنگامیکه انسان از هوای نفس خالی نشده باشد، گرفتار وسواس خواهد شد، زیرا انسان یک موجود ذومراتب است، پایین ترین مرتبه وجودی انسان بعد مادی اوست که دراین مرتبه با حیوانات مشترک است و مرتبه بالاتر بعد ملکوتی اوست و در این مرتبه با فرشتگان مشترک میباشد و این مرحله  نیز خود  دارای مراتب فراوان میباشد. البته انسان قادر است از مرتبه فرشتگان نیز بالاتر رفته و به عالی ترین مرتبه صعود نماید که همان مرتبه ظهور اسماء و صفات الهی در وجود می باشد که این مرتبه همان تجلی نفخه ی روح الهی است و در واقع حقیقت وجودی انسان مربوط به این مرحله میباشد و در صورت صعود به این همان مقام خلیفه الهی انسان است.

شهید مطهری در کتاب تعلیم و تربیت اسلامی برای انسان دو "خود" قائل شده است یکی بعد مادی و حیوانی که بعد "ناخود" وجودی انسان است. زیرا این بعد به عنوان ابزاری است که به وسیله و مدیریت آن، به بعد ملکوتی که "خود" حقیقی و بعد خودی اوست نائل شود.                        

انسان جهت سیر و سلوک الی الله، ابتدا باید از مرحله حیوانی رهایی یابد یعنی "تخلیه ی" وجود خود از صفات بد و رذایل نفسانی و بعد از آن "تحلیه ی" وجودی او میباشد. یعنی تحول درونی و آمادگی برای رسیدن به مرتبه عالی.

مرحله تخلیه محدود میباشد، زیرا کافی است انسان از صفات و عادت های بد و رذایل، کَنده شود تا بتواند به مرحله بالاتر برسد. هرچند که این مرحله نیز سخت است. مانند هواپیمایی که ابتدای پرواز و کنده شدن از زمین برای آن سخت تر می باشد، ولی همین قدر که اوج گرفت پرواز در مراحل بالاتر آسانتر خواهد شد، در واقع مقام خلیفه الهی برای انسان به خاطر این است که از سخت ترین مرحله وجودی خود یعنی بعد حیوانیت، به مرحله بالاتر صعود نماید، مانند کشتی گیری که تا در میدان مبارزه تلاش ننماید، مدال طلا اخذ نمی کند. و دلیل اینکه باید آغاز حرکت انسان از عالم ماده و پست ترین مرحله حیوانی شروع شود، به خاطر این است که با خواسته ها و تمایلات حیوانی مانند شهوت و غضب کشتی بگیرد. هم کشتی با شهوت و غضب و هم کشتی با حیوان. و اینگونه است که مدال انسان کامل شدن و مسجود فرشتگان گردیدن، نصیبش می شود. به هیچ پهلوانی تا زمانی که با رقیبی کشتای نگرفته باشد مدال داده نمی شود. و انسان باید از عالم ماده و دنیا شروع می کرد و با تمایلات حیوانی اش می جنگید تا شایسته مدال خلیفه الهی شود. (هم جنگ امّاره و هم شیطان) ولی فرشتگان با هیچ رقیبی کشتی نمی گیرند چون شهوت و غضب ندارند و به خاطر این هر قدر هم که اطاعت و عبادت خداوند را کنند خلیفه الله نمی شوند.

مرحله "تحلیه" نامحدود است چون انسان می تواند به بی نهایت صعود نماید و به قرب الی الله  و رسیدن به خداوند که نامحدود می باشد، نائل شود . این مرتبه همان متصل کردن انسان به اسماء و صفات الهی است. انسان هر قدر خودش را شبیه صفات خالقش کند و در این دریای بیکران غوطه ور شود به مراحل بالاتری دست می یابد. مثلاً صفت رحمت و مهربانی، صفت جود و کرم، صفت گذشت و ... همه اینها صفت خداوند است که ما به عالم دنیا و ماده آمده ایم تا در همین عالم این صفات را در خودمان تجلی بخشیم.

انسانی که همواره در بعد حیوانی خود سیر می کند و در قوه خیال خود چیزی جز توجه به   خواسته های نفسانی و دنیایی نمی پروراند مانند کسی است که در یک باغ بزرگ با زیبایی های بسیار بسرمی برد اما فقط به پست ترین مکان یعنی سرویس های باغ (محل پاک شدن از آلودگی های جسمانی) اکتفا نموده و دل به ان سپرده باشد، البته در صورتیکه این انسان آغاز حرکتش از همینجا باشد، چون زیبایی های باغ را ندیده به همین مرحله ی پست دلخوش می کند. و چقدر تأسف بار است وضع انسان هایی که به پست ترین مرحله عالم وجود یعنی عالم ماده دلخوش کرده و همه آرزوهایشان را در همین جا خلاصه می کنند.

وجود انسان دارای دو بعد مادی و ملکوتی است هرکدام از آنها مانند یک آهنربا می باشد که او را از یک سمت به پایین و از سمت دیگر به بالا می کشاند. هرچند که آهنربای مرتبه پایین برای انسان جاذبه و کشش فراوان دارد ولی آهنربای بالا نیز از بهجت و لذت فراوانی برخوردار است. اما اگر توجه به جنبه های ملکوتی خود نماید زمینه را برای ورود فرشته فراهم می کند، اما هر کدام که به وجود او وارد شود، مدیریت خواطر و افکار او را بدست گیرد.

آهنربای بالا شامل الهامات فرشتگان است و آهنربای پایین وسوسه می باشد که فاعل آن هوی نفس و شیطان است، ناگفته نماند که هم شیطان و هم فرشته جزئی از وجود انسان نیستند بلکه انسان زمینه را برای ورود آنها فراهم می کند. به عبارت دیگر هوای نفس نقش ستون پنجم را دارد یعنی ظاهراً خودی است اما صد درصد هماهنگ با دشمن ( شیطان ) می باشد و اگر انسان در توجه به خواسته های نفسانی مدیریت انها را در دست بگیرد و به مرتبه بالای وجود خود توجه نماید، فرشته را به خانه دل خود دعوت می کند.

قوه ی خیال عامل اصلی تحریک انسان برای گناهان و حوزه ی کار شیطان میباشد، زیرا فکر او را به سوی رذایل سوق می دهد.

خانم دکتر نفیسه فیاض بخش در پایان با طرح حدیث ندای فرشته داعی در ماه رجب، معرفت جویان و حضار در جلسه را به خواندن نماز شب، طلب غفران و رحمت الهی و لبیک گفتن به ملک داعی در این ماه سفارش نمودند.

رسول خدا «صلی ‌الله‌ علیه‌ و آله» می‌فرماید: «خداوند در آسمان هفتم فرشته‌ای را قرار داده که به او «داعی» گویند. چون ماه رجب فرا رسد آن فرشته از سر شب تا صبح ندا سر می‌دهد! خوشا به حال ذاکران و یادآوران خدا، خوشا به حال مطیعان. و خداوند تعالی می‌فرماید: من همنشین کسی هستم که همنشین من است، من مطیع کسی هستم که مطیع من است، من بخشنده کسی هستم که تقاضای بخشش کند. ماه، ماه من، بنده، بنده من، رحمت، رحمت من. هر کس مرا در این ماه بخواند اجابتش می‌کنم، و هر کس از من چیزی طلب کند به او عطا کنم و هر کس از من طلب هدایت کند، او را هدایت می‌کنم. این ماه را ریسمانی بین خود و بین بندگانم قرار دادم، هر کس بدان چنگ زند به من می رسد.»  (مستدرک‏ الوسائل، ج ۷ ، ص 535)

درپایان سوالاتی در رابطه با مباحث مطرح شده، ارائه گردید تا پاسخ سوالات را در جلسه آینده همراه با گزارش مراقبه چشم و زبان، تحویل نمایند.

سوالات طرح شده از سوی استاد محترم:

1- منظور از اینکه انسان موجودی ذومراتب است چیست؟

2- منظور از تخلیه و تحلیه چیست؟ کدامیک محدود و کدامیک نامحدود است؟ چرا؟

3- هویت انسان را کدام بعد تشکیل می دهد؟ کدام بعد وجود خود حقیقی و کدام بعد ناخود است؟ چرا به این خود و به دیگری ناخود گفته می شود.

4- سیر تکاملی انسان محدود است یا نامحدود؟ چرا؟

5- واژه وسوسه و هم خانواده های آن را بیان نمایید.

6- فاعل وسوسه کیست؟

نقش هوای نفس در وجود انسان چیست؟


١٠:٣٥ - يکشنبه ١٣ ارديبهشت ١٣٩٤    /    عدد : ٥٩٥٤٠    /    تعداد نمایش : ١٧٣٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 46357
 بازدید امروز : 88
 کل بازدید : 1884543
 بازدیدکنندگان آنلاين : 2
 زمان بازدید : 3.70
تقویم
اوقات شرعی

جمعه ٠٢ مهر ١٤٠٠