اخبار > اعجاز سپاسگزاری و قدرشناسی
 


  چاپ        ارسال به دوست

دانشنامه>>زن و ازدواج>>رابطه زن و شوهر

اعجاز سپاسگزاری و قدرشناسی

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA MicrosoftInternetExplorer4

         (سعدی)              بنده حلقه به گوش ار ننوازی برود        لطف کن لطف که بیگانه شود حلقه به گوش

من و همسرم برای گذراندن تعطیلات به ساحلی آرام رهسپار شده بودیم. در مدت چند سالی که از زندگی مشترک مان می گذشت، بیشتر وقت ها برای گذراندن تعطیلات به آنجا عزیمت می کردیم. اگر آن ساحل زبان داشت، به یقین از تازه عروس و دامادها سخن می گفت که چگونه در زیر نور آفتاب روی شن های ساحل، کلمه های مهرآمیزی نوشتند، همچنین از دختر خردسالی می گفت

خانواده و تربیت / پند زندگی

منبع: Readeders Digest

که چشمانش همرنگ دریا بود و داشت گوش ماهی جمع می کرد و سه پسربچه بازیگوشی که می دویدند و به سینه امواج دریا شیرجه می زدند.امکان داشت آن ساحل داستان دیدارهای فرح افزایی را شرح دهد که در سراسر سال ها، دوستان، پدر و مادرها، پدربزرگ و مادربزرگ ها، تازه عروس و دامادها و حالا نوه هایشان در آنجا به دیدار هم می شتابند و ممکن بود قصه هایی دلنشین راجع به محبت و قدردانی برایمان تعریف کند.

ولی من روزی دریافتم که ندرتا قدرشناسی ام را به کسی که سال ها با هم زیسته ایم، بر زبان آورده ام. در چهلمین سالگشت ازدواج مان، من و همسرم بار دیگر در همان ساحل قدم می زدیم و من از وی بابت گذشت ها و فداکاری هایش در سرتاسر زندگی مشترک مان، سپاسگزاری کردم.

ما نباید برای بیان تشکر از کسی که با ما خیلی صمیمی است و به خاطرمان خیلی چیزها را ندیده می گیرد؛ منتظر پیش آمدن موقعیتی مناسب باشیم. اگر قرار است چیزی در باره قدرشناسی بدانیم، آن چیز این است: همین حالا سپاسگزاری کن همان لحظه ای که حس قدردانی تان برانگیخته شد، آن را بر لب آورید. قدردانی، راه آسانی برای ورود به جهان شادکامی است.

چند سال قبل خانم جوانی که در همسایگی ما می زیست، موفق به دریافت کمک هزینه تحصیلی از یکی از دانشگاههای معتبر گردید. هر چند دبیرستانی که در آنجا سرگرم تحصیل بود، وی را با مشکلاتی روبه رو ساخت، لیکن بر تمام دشواری ها چیره گشت و کامیاب شد. ولی وقتی دانش آموخته شد غالبا آن دبیرستان را به خاطر آزمون های رقابتی و دبیرانش را به علت دلگرمی هایی که به وی داده بودند می ستود. وی در این باره می گفت: «نمی توانم آن گونه که باید محاسن دبیرستان و دبیرانش را که خیلی چیزها به من آموختند بر زبان آورم. فقط این را می دانم که باید تا ابد سپاسگزار آنها باشم

سپاسگزاری نه تنها دنیای برخی از مردم را تابناک تر می سازد بلکه دید انسان را نیز بازتر می کند.

چنانچه احساسات شما جریحه دار گشته به طوری که حس می کنید کسی شما را دوست ندارد و یا درک نمی کند، بکوشید از حالت انزوا در آیید و به سایران به پیوندید. این تنها درمانی است که شما نیازمندید.

پزشکی موسوم به «کرونین» که بعدها نویسنده ای شد و کتاب هایش در زمره پرفروش ترین آثار گردید؛ یک بار در مورد یکی از همتایانش صحبت می کرد که نسخه ای عجیب و غریبی به بیمارانش داده بود. ایشان دچار نگرانی، بیم و هراس، دلسردی و عدم اعتماد به نفس شده بودند. پزشک یاد شده، دارویی به نام «متشکرم» را به آنها تجویز نموده و توصیه کرده بود که تا شش هفته، هر وقت کسی کوچک ترین لطفی را در حق شان روا داشته بگویند: «ممنونم» و برای اینکه داروی مذکور اثربخش باشد، تأکید کرده بود که این واژه را لبخندزنان ادا نمایند. نتیجه این شد که در این مدت، بیشتر بیماران به میزان چشمگیری بهبود یافته بودند!

بی تردید پاره ای اوقات امکان دارد نتوانید احساس حق شناسی خویش را در همان لحظه ابراز دارید. در چینن مواردی نگذارید حس شرمندگی شما را به سکوت وادارد. در اولین فرصتی که یافتید، سپاس تان را بر زبان آورید.

من به تازگی به منظور دیدار کوتاه از فردی، به زادگاهم عزیمت کردم. همچنان که در خیابان هایی که برایم آشنا بودند، راه می رفتم، خاطرات دوران کودکی برایم زنده می شد. آنگاه یکی از دوستان و همسایگانم به اسم خانم بابیل را دیدم و یاد دوران دبیرستان افتادم.

من شاگردی تازه وارد بودم که به ورزش بیش از تکالیف مدرسه عشق می ورزیدم و در درس لاتین، زیاد اشکال داشتم. لیکن خانم بابیل که همسایه ما هم بود، به گرفتاری ام پی برد و گفت: «امشب بعد از شام پیشم بیا.» او چند هفته هر شب به من درس می داد تا

اینکه تقریبا جزو دانش آموزان زرنگ شدم و از درس لاتین نمره قبولی گرفتم. در چهارده سالگی که سن نوجوانی و بی تجربگی است، این موضوع به نظرم کاملاً عادی جلوه می کرد و پیش خودم فکر می کردم که برای خانم خانه داری که مادر چند بچه است، هیچ چیز بهتر از این نیست که به دنبال کار دشوار روزانه، به من لاتین یاد دهد.

الان که پس از چند سال وی را دوباره می دیدم، تازه می فهمیدم که چه فداکاری بزرگی در حق من کرده است. پس از گذشت این همه سال به او گفتم: «کاری که کردید، وظیفه شما نبود، واقعا ممنونم.» تبسم شگفت آوری بر لبانش نقش بست و برق شادی در دیدگانش درخشید.

هر انسانی، واژه های تشکرآمیز را دوست دارد و از شنیدن آنها خشنود می شود.

در دسامبر 1991 خودروی دختر 17 ساله ای به اسم کندی براون معلق زد سقف آن فرو رفت و وی شدیدا آسیب دید. امدادگران شتابان به بیمارستانش رساندند. پزشکان به پدر و مادرش گفته بودند که احتمال دارد این دختر نوجوان جان سالم به در نبرد. ولی او زنده ماند! یک سال بعد خانواده کندی، امدادگران و کارشناسان بخش فوریت های پزشکی (اورژانس) بیمارستان را به مهمانی شام دعوت کردند. سر میز شام، کندی ـ که حالا برای راه رفتن طبیعی تمرین می کند ـ به زحمت از جا برخاست و خطاب به مهمانان گفت: «از یاری همه شما سپاسگزارم. خداوند، زندگی ام را از خطر رهانید و فرصت دیگری به من اعطا کرد. شما را با تمام وجود دوست دارم

یکی از امدادگران گفت: «خیلی کم پیش می آید که کسی از ما به این صورت قدردانی کند. خیلی خوشحالیم که توانستیم در زندگانی کندی، نقشی داشته باشیم

امکان دارد خیلی از ما عادت کرده باشیم که وقتی فراموش می کنیم از معلم، مأمور انتظامی (پلیس)، پزشک یا امدادگر که به ما مدد کرده اند، تشکر کنیم؛ بهانه های جورواجوری بیاوریم. یا شاید نیاز به قدرت خلاقیت و سازندگی چشمگیری داشته باشیم تا بتوانیم حس قدردانی مان را بنمایانیم.

در داستان بلندی تحت عنوان «من شنیدم که جغد صدایم می کرد» مارگارت کراون، نویسنده اثر، ماجرای کشیش جوانی را نگاشته که اسقف اعظم وی را برای موعظه به شهر دوری اعزام داشته است. اهالی آن شهر، واژه ای برای ابراز امتنان نداشتند، ولی کشیش خیلی زود دریافت که مردمان آن شهر فوق العاده سخاوتمندند. رسم آنان این بود که عوض سپاسگزاری، هر لطفی را با مرحمتی همسان و هر محبتی را با مهربانی مشابه یا حتی در سطح بالاتری پاسخ می دادند. ایشان با کاربرد چنین شیوه ای، حس قدرشناسی خویشتن را بروز می دادند.

به راستی چنانچه ما در فرهنگ لغت، برای بیان سپاس، واژه ای نداشتیم، آیا می توانستیم به گونه ای با هم ارتباط داشته باشیم که حس سپاسگزاری مان را به همدیگر نمایان سازیم؟ آیا ما این اندازه نسبت به یکدیگر حساس، مشتاق و دلسوز بودیم؟

سپاسگزاری در احساس ما به شکل یک رشته بازتاب هایی است که سبب می گردد آدم ها به طرف مان جذب شوند. کسی نیست که آهنگ شیرین قلب سپاسگزار را در نیابد.

پیام قلب سپاسگزار، جهانی است که غزل هایش از تمام اشعار برتر بوده و موسیقی اش بهشت را لمس می کند.

 

پدید آورنده : ترجمه: ابوالفضل امیردیوانی


٠٨:٥٩ - سه شنبه ١٩ شهريور ١٣٩٢    /    عدد : ٤٦٥١٠    /    تعداد نمایش : ١٣٠٢


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 3807
 بازدید امروز : 541
 کل بازدید : 1835025
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 1.01
تقویم
اوقات شرعی

جمعه ١٥ اسفند ١٣٩٩