اخبار > تفاوت ها چرا؟
 


  چاپ        ارسال به دوست

دانشنامه>>زن، حقوق و تکالیف>>زن، مرد، شباهتها و تفاوتها

تفاوت ها چرا؟



بحث هایی که تاکنون درباره زن از منظر اسلام مطرح شده، عبارتند از برابری زن و مرد در شؤون انسانی، ارزش گذاری بر پایه ملاک های حقیقی و قرب ربوبی یعنی ملاک دانش و آگاهی، تقوا و پروای از خدا و دیگر امور معنوی، زن از منظر عارفان و در عرفان، زن و خردورزان و خردورزی، اما آنچه که در این شماره به آن پرداخته می شود تفاوت های زن و مرد و راز آن است به این معنا که زن و مرد افزون بر نقاط مشترک آیا دارای تفاوت هایی نیز هستند یا خیر؟ و اگر تفاوت هایی دارند راز آن چیست؟

یکی از موضوعاتی که در روان شناسی مورد مطالعه روان شناسان قرار گرفته، مطالعه جنسیت و تفاوت های جنسی زن و مرد است آلکسیس کارل در کتاب انسان موجود ناشناخته نوشته است اختلاف زن و مرد تنها به شکل ظاهری آن ها نیست بلکه نتیجه عمیق تر است که از تأثیر مواد مترشحه غدد تناسلی در خون ناشی می شود به طوری که تک تک سلول های بدن به ویژه سلول های سیستم عصبی زن و مرد نشانه جنسی بر روی خود دارد.(1)

می توان تفاوت هایی که بین زن و مرد وجود دارد بدین صورت بر شمرد:

الف: تفاوت های جسمی(2)

ب: تفاوت های جنسی، زن و مرد از نظر جنسی دارای تفاوت های غیر قابل انکار و پذیرفته شده ای هستند.(3)

ج: تفاوت های روانی، از نظر روانی احساسات زن جوشان تر از مرد است، زنان محتاط تر، مذهبی تر، پرحرف تر، ترسوتر و تشریفاتی تر از مردان هستند. زنان به ارتباط های عاطفی علاقه نشان می دهند.(4)

د: تفاوت های عقلی و شیوه مدیریتی، در زن قدرت عقل ناقص است زیرا عاطفه قدرت مندش او را بازی می دهد ما زنان در عین تیزهوشی و ادراک سریع، افکارمان در مسایل اجتماعی ارتباط و پیوستگی ندارد.(5)

پذیرش تفاوت ها و نقش آن در زندگی

در صورتی که انسانها تفاوت های موجود بین خود را دریابند و رمز این تفاوت ها را بدانند براحتی آن را پذیرفته و به آن احترام می گذارند و از آن به عنوان وسیله ای برای تکامل استفاده می کنند. علم به وجود تفاوت ها بین زن و مرد و اعتقاد به این که تفاوت ها نه تنها وجود دارند بلکه باید وجود داشته باشند و شناخت و احترام به آن ها از اهمیت شایانی برخوردار است.

تفاوت بین زن و مرد همانند تفاوت در دیگر مخلوقات الهی برای پیشبرد جامعه به سوی کمال و تعالی است و درک این تفاوت ها نقش فوق العاده ای در رابطه با تکامل ایفا می کند و به عبارت دیگر: تفاوت ها لازمه حیات معنوی و زندگی عاشقانه است آلکسیس کارل تفاوت ها و نقش آن ها را در زندگی بشر بیان می کند: «به راستی اگر زن دارای ویژگی های جسمی و روانی و اخلاقی مردانه بود هرگز هنر ایجاد شیفتگی برای وصال در مرد را نمی توانست داشته باشد و اگر مردها همانند زنان بودند ممکن نبود عالی ترین هنر خود که صید و شکار و تسخیر قلب زن است را جلوه دهند.»

یکی از آثار اعتقاد به تفاوت ها و پذیرش آن ها ایجاد آرامش روانی برای زنان و هم چنین بالا بردن عزت نفس و میزان اعتماد به نفس آن هاست. در واقع اگر زنان تفاوت ها را به عنوان نقص و کاستی بنگرند و در پی ایجاد نوعی برابری با مردان بوده و نقش های متعارض با طبیعت زنان برای خویش برگزینند تا شاید نگاه تحقیرآمیز مردان را خنثی کنند با نوعی بحران روحی، روانی مواجه می شوند.(6)

ویل دورانت در تقسیم طبیعی وظائف و مسؤولیت های مردان و زنان می نویسد:

کار خاص زنان خدمت به بقای نوع است و کار ویژه مرد خدمت به زن و کودک، ممکن است کارهای دیگری هم داشته باشند ولی همه از روی حکمت و تدبیر، تابع این دو کار اساسی گشته است. این مقاصد اساسی و نیمه آگاهانه ای است که طبیعت معنای انسان و سعادت را در آن نهفته است.(7)

تفاوت های طبیعی و ذاتی در میزان برخورداری از عواطف در زن و مرد به تحقیق در فلسفه زوج آفرینی انسان مربوط می شود.

قرآن و فلسفه زوج آفرینی

قرآن کریم دو مسئله را حکمت زوج آفرینی انسان می داند که این دو مسئله نوعی تقسیم کار طبیعی بین آن ها شمرده می شود.

الف: گسترش سازمان یافته نسل آدمی

بر اساس آموزه های قرآنی زن و مرد در دست یابی به تکثیر نسل شریک اند به گونه ای که هر یک بدون دیگری توانایی تکثیر نسل را ندارد تحقق این مقصود به مشارکت و همکاری زن و مرد وابسته است.

«فاطر السموات و الارض جعل لکم من انفسکم ازواجا و من الانعام یزرؤکم فیه لیس کمثله شی ء و هو السمیع البصیر»(8) خدا پدید آورنده آسمان ها و زمین است. از خودتان برای شما جفت هایی قرار داد و از دام ها نیز نر و ماده قرار داد. بدین وسیله شما را بسیار می گرداند. چیزی مانند او نیست و او شنوای داناست.

تکثیر نسل متوقف بر تولید نسل و پرورش اوست، زن به عنوان این که پرورش دهنده نسل در رحم است و قرآن با بیان این مسئله به صورت مثال که نقش زن در جامعه بشری برای تولید مثل بسان کشتزاری است که عمل نشو و نمای بذر می باشد و مرد در این میان، هنری جز بذرپاشی ندارد به همین دلیل میزان مشارکت مرد در تولید مثل بسیار اندک است.

افزون بر تولید مثل زن، مرحله تداوم یافتن نسل تولید شده نیز از نقش های اساسی در تغذیه کودک و رشد وی برخوردار می باشد.

این نقش نیز در زن طبیعی است زیرا خداوند با ابزار طبیعی چون پستان و تولید فرآورده های مورد نیاز کودک و هماهنگ با نیاز کودک برای رشد و بقا است.

ایفای مسؤولیت رشد و بقاء توسط زن در مدت زمان طولانی انجام می شود و با رنج و مشکلات نیز همراه است. برای همین جهت است که فرزندان باید به آن ها احسان کنند: «و وصینا الانسان بوالدیه احسانا، حملته امه کرها و وضعته کرها و حمله و فصاله ثلاثون شهراً»(9) و انسان را نسبت به پدر و مادرش به احسان سفارش کردیم، مادرش با تحمّل رنج به او باردار شد و با تحمّل رنج او را به دنیا آورد و بار برداشتن و از شیر گرفتن او سی ماه است.

چنان که برای پرورش جسم نسل ابزارهایی در زن قرار داده است، از جهت عواطف و احساسات نیز مادر را برای پرورش امر بارداری، روحی لبریز از عواطف مثبت، بخشش و ایثار آفریده است تا اعتماد نوزاد را به خود جلب کند و با او به تعامل بپردازد.

نقش مادر تنها پاسخ به نیازهای جسمی کودک نیست بلکه در ورای این ها پایه های شخصیتی وی شکل می گیرد و چون چنین نقشی را در رابطه با فرزند ایفا می کند باید دارای شخصیتی آرام و آرامش بخش باشد.

زن در این مرحله مظهر خلاقیت خدای متعال، تجلّی گاه اوصاف دل انگیز خداوندی چون رحمت، عطوفت و رأفت باشد زیرا پروردن چیزی بدون این اوصاف به سامان نمی رسد و به عبارت دیگر: ایجاد فرزندی که مایه نشاط و شادی باشد بدون این ویژگی ها امکان پذیر نیست. و برای همین جهت است آنان که فرزند را دردسر آفرین می دانند، در پی تکثیر نسل نیستند.

نتیجه آن که طبیعت زن باید به گونه ای تجهیز شده باشد که دوران بارداری، شیردهی و نگهداری از طفل را از بهترین دوره های زندگی خود بداند و اگر از زمینه مساعد روانی با آن چه اندامش برای آن پی ریزی شده است برخوردار نباشد نمی تواند از عهده این مسؤولیت برآید.

مرد و تکثیر نسل

برای این که زن بتواند از عهده مسؤولیت های خویش در تولید مثل و پرورش آن برآید باید نیازهای اولیه حیات او چون امنیت خوراک، پوشاک، مسکن و مانند آن تأمین شود و چون تأمین این نیازها اولاً متوقف بر خودداری از توان مندی جسمانی و قدرت فیزیکی است و ثانیاً متوقف بر چیره شدن بر مشکلات و خطرها و هموار نمودن راه زندگی و تدبیر و چاره اندیشی است و این توان مندی و تدبیر در مردان یافت می شود پس خدای سبحان تأمین احتیاج های زنان و کودکان را بر عهده مردان گذاشته است.

زیرا موظف ساختن زنان به کار و تلاش برای تأمین نیازهای مادی زندگی با مسؤولیت مهمی چون مادری و پرورش نسل ناسازگار می باشد، اگر بخشی از مسؤولیت تأمین زندگی شخصی زن بر عهده خودش باشد به ناچار باید بخشی از فرصت خویش را در تلاش برای تهیه آن نیازمندی ها صرف نماید و پس از تلاش به دلیل وجود خستگی ناشی از کار به استراحت به پردازد در این صورت است که از وظیفه و مسؤولیت اصلی خویش باز خواهد ماند و به گفته شهید مطهری وظائف طبیعی در تولید مثل ایجاب می کند که زن از نقطه نظر مالی و اقتصادی نقطه اتکایی داشته باشد.(10)

و این نقطه اتکا همان مرد است از این رو مرد باید برای انجام این مسؤولیت از اوصافی چون تدبیر، روحیه قوی و صلابت و ایستادگی برخوردار باشد تا به خوبی آن را به انجام برساند.

قرآن کریم در این رابطه فرمود: «الرّجال قوامّون علی النساء بما فضّل اللّه بعضهم علی بعض و بما انفقوا من اموالهم»(11) مردان سرپرست و نگهبانان زنانند به خاطر برتری هایی که خدای سبحان از نظر نظام اجتماعی برای بعضی به بعض دیگر قرار داده است و به خاطر انفاق مال که از اموالشان می کنند.

بر اساس این آیه به لحاظ این که خانواده یک واحد کوچک اجتماعی است و همانند یک اجتماع بزرگ باید از سرپرست واحدی بهره مند شود مقام سرپرستی به مرد واگذار شده است. البته باید توجه داشت که مقصود از این تعبیر، استبداد و اجحاف و تعدی نیست بلکه منظور رهبری واحد منظم با توجه به مسؤولیت های لازم است.

و این موقعیت به خاطر وجود خصوصیاتی در مرد است مانند قدرت تفکر و تدبیر و داشتن بنیه و نیروی جسمی بیشتر که با اولی بتواند بیندیشد و نقشه طرح کند و با دومی از حریم خانواده دفاع کند و تعهدش را در برابر خانواده نسبت به پرداخت هزینه زندگی و تأمین زندگی آبرومندانه به انجام برساند.

ناگفته نماند: سپردن این وظیفه به مردان نه دلیل بالاتر بودن شخصیت انسانی آن هاست و نه سبب امتیاز آن ها از جهان دیگر. زیرا آنها تنها به تقوا و پرهیزکاری بستگی دارد.

البته ممکن است برخی زنان در جهات فوق بر شوهران خود امتیاز داشته باشند اما قوانین به تک تک افراد ناظر نیست بلکه نوع و کلی را در نظر می گیرد و شکی نیست که از نظر کلی مردان نسبت به زنان برای این کار آمادگی بیشتری دارند اگرچه زنان نیز وظائفی به عهده دارند که ارزش و اهمیت آن کمتر از وظائف مردان نیست.

ب: ایجاد کانون امن زندگی برای انسان

تکثیر نسل در پرتو تشکیل خانواده تحقق پیدا می کند و دو رکن خانواده یعنی زن و مرد باید نسبت به همدیگر از کشش و جاذبه ای نسبت به یکدیگر برخوردار باشند تا احساس رضایت و نشاط کنند و این احساس نشاط و رضایت زمانی حاصل می شود که کانون خانواده از آرامش و آسایش برخوردار باشد و این کانون آرامش و آسایش توسط تفاهم برخاسته از محبت و مودت تحقق پیدا می کند از این رو قرآن کریم فرمود: «و من آیاته ان خلق لکم من انفسکم ازواجاً لتسکنوا الیها و جعل بینکم مودة و رحمة انّ فی ذلک لآیات لقوم یتفکرون.»(12) و از نشانه های اوست که برایتان از جنس خودتان همسرانی آفرید تا بدیشان آرام گیرید و میان شما دوستی و مهربانی نهاد هر آینه در این کار برای مردمی که بیندیشند نشان هایی است.

واژه زوج در قرآن هم بر زن و هم بر مرد به کار می رود چنان که فرمود: «فجعل منه الزوجین الذکر و الانثی»(13) و قرار داده است از او دو زوج نر و ماده را. که مقصود از زوج در آیه می تواند هر یک از زن و مرد باشد و اختصاص دادن ازواج به زن ها ادعایی بدون دلیل است. زیرا هر یک از مردان و زنان نسبت به همدیگر احساس نیاز می کنند و احساس نیاز به همسری که در کنار آن سکون و آرامش حاصل شود ویژه زن و مرد نیست.

توضیح مسئله آن که هر ناقصی مشتاق کمال خویش است و هر نیازمندی به چیزی تمایل دارد که نیاز او را برطرف نماید و این ویژگی هم در زن و هم در مرد وجود دارد. از این رو به دنبال آن خبر از مودت و رحمت دو سویه و دو جانبه میان زن و مرد می دهد یعنی زنان و مردان به گونه ای خلق شده اند که مودّت و رحمت میانشان حاکم است وقتی رحمت و مودت دو جانبه بود آرامش و سکون نیز دو جانبه است.

بنابراین زن و مرد نیازهایی دارند که در سایه همزیستی آنان تأمین می شود و این نیاز محدود به نیاز جنسی نیست بلکه نیازهای انسانی را نیز شامل می شود به گفته مرحوم علامه طباطبایی: هر یک از زن و مرد نیازمندی هایی دارند که آن ها را به سوی یکدیگر بر می انگیزد تا آن گاه که به هم برسند و قرار یابند چون هر ناقصی جویای کمال خویش و هر نیازمندی مایل به چیزی است که نیاز او را برطرف سازد.(14)

معاشرت به معروف

از منظر قرآن کریم اساسی ترین اصل در رفتار میان زن و شوهر معاشرت به معروف است «و عاشروهن بالمعروف»(15) و با ایشان به شایستگی رفتار کنید یعنی مردان و زنان در رفتار خانوادگی و زناشویی باید به معروف رفتار کنند و در جایی دیگر فرمود: «و لهنّ مثل الذی علیهنّ بالمعروف»(16) و مانند همان وظائفی که بر عهده زنان است به طور شایسته به نفع آنان بر عهده مردان است یعنی معیار رفتار معاشرت متقابل مرد و زن در درون خانواده معروف است که مرد با زن به معروف و شایستگی رفتار کند و زن نیز با مرد به معروف رفتار کند. یعنی با شایستگی رفتار کنند و از رفتار ناپسند پرهیز کنند و رفتار کردن به معروف به این است که با همسران خوش زبان و خوش رفتار باشند خود را بیارایند همان سان که دوست دارند همسرانشان خود را برایشان بیارایند.(17) حقوق زن را به طور کامل بپردازند و در برابر زن بدون سبب و تقصیر و گناه رو ترش نکنند و رفتاری داشته باشند که از نظر عقل و شرع پسندیده است.

زیرا معروف هر چیزی است که نزد عقل و پیش وحی و صاحب شریعت به رسمیت شناخته شده است و غیر آن منکر و ناشناخته است.

قرآن می گوید: با صنف زن به گونه ای رفتار کنید که عقل و شرع آن را به رسمیت می شناسد و این قشر عظیم را منزوی و با آن ها بدرفتاری نکنید.

نتیجه گیری

از مجموع مباحثی که در این مقاله مطرح شده است استفاده می شود که گرچه زن و مرد در هویت انسانی و قابلیت کمال معنوی و مانند آن مشترکند اما در عین حال تفاوت هایی بین آن ها از نظر جسمی و جنسی و روانی و مانند آن وجود دارد که این تفاوت منشأ امتیاز یکی بر دیگری نیست بلکه این تفاوت ها برای برقراری نظام احسن بر اساس تسخیر عادلانه متقابل است که زن و مرد هر کدام مسؤولیت خودشان به انجام برسانند و با انجام آن مسؤولیت ها نسل انسانی سازمان یافته تداوم می یابد و کانون خانواده، کانون آرامش و امن می گردد و معروف یعنی آن چه که نزد عقل و وحی و شرع پسندیده است محور معاشرت قرار می گیرد نه آن که این تفاوت ها موجب تسخیر یک جانبه و ظالمانه یا جاهلانه از سوی مرد باشد.

پی نوشت ها ـــــــــــــــــــــــ

18. انسان موجود ناشناخته، ص 100.

19. روان شناسی اختلافی زن و مرد نوشته روژه پیره، ترجمه دکتر محمد حسین سروری، ص 60 ـ 61.

20. روان شناسی زناشویی، حسین نجاتی، ص 119.

21. جلوه های زندگی زن، ص 162 ـ 163، روش های پیشرفته روابط زناشویی، ص 24.

22. تئوری تکامل و روان شناسی، دکتر محمد بهزاد، ص 128.

23. روان شناسی زن، دکتر نوابی نژاد، ص 123 و کتاب زنان، مردان، روابط جان گری، ص 44.

24. لذات فلسفه، ص 136.

25. سوره شوری، آیه 11.

26. سوره احقاف، آیه 25.

27. نظام حقوق زن در اسلام، ص 237.

28. سوره نساء، آیه 34.

29. سوره روم، آیه 21.

30. سوره القیامه، آیه 39.

31. المیزان، ج 16، ص 166.

32. سوره نساء، آیه 19.

33. سوره بقره، آیه 228.

34. تفسیر ابن کثیر، ج 1، ص 466، قرطبی، ج 5، ص 97.



حوزه نت - پدید آورنده : حجة الاسلام والمسلمین محمدرضا مصطفی پور


٠٢:٤١ - شنبه ٢٢ تير ١٣٩٢    /    عدد : ٤٤٨٤٣    /    تعداد نمایش : ١٨٠٩


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 5567
 بازدید امروز : 540
 کل بازدید : 1835024
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 1.10
تقویم
اوقات شرعی

جمعه ١٥ اسفند ١٣٩٩