اخبار > اندیشه های معاصر عرب و نواندیشی در مسایل زنان
 


  چاپ        ارسال به دوست

زن در مکاتب نوظهور

اندیشه های معاصر عرب و نواندیشی در مسایل زنان

 

مسایل زنان ... کشمکشها و تضارب آرا

هر که در پی تاریخ نگاری مسایل زنان در جوامع عربی و اسلامی در سده اخیر باشد، در می یابد که این موضوع، تاریخ پیوسته ای از کشمکشها و مناقشات و بحثهای داغ و جنجالی دارد که تاکنون و با وجودی که جهان به سده بیست و یکم گام نهاده، از التهاب نایستاده و به پایان نرسیده است.

در این کشمکشها و بحثهای اختلافی، گروههای مختلفی از نخبگان سیاسی و برجستگان اندیشور در عالَم عربی و اسلامی ظهور کرده اند و از جوش و خروش و انگیزه و تأثیر بسزایی برخوردار بوده اند. این وضع نشان می دهد که موضوع مذکور از نظر صاحب نظران و نخبگان، بسیار اهمیت و حساسیت دارد. همچنین این وضع گویای کمیّتی است که این موضوع به طور گسترده اذهان را به خود مشغول داشته و به وجود آورنده مجموعه ای از کتب و نشریات و بحثها و مقالاتی است، بدون آنکه کیفیت و نوع این مجموعه ها تأثیری در دگرگونی وضع واقعی زنان داشته یا باعث نواندیشی و تجدید نظر جدی در مسایل زنان شود.

[دستاوردهای مثبت و منفی

اختلاف نظر]

دیدگاه رقابتی و مبارزاتی در برخورد با مسایل زنان زمانی مفید خواهد بود که بتواند زمینه های نقادی را فراهم آورده، روند و شیوه نقد را رشد دهد، اما از سوی دیگر پایه گذار گسست رابطه های معرفت شناسانه بین دیدگاههای نخبگان و گروههای متعارض در مسایل فکری و اجتماعی و سیاسی، نیز شکل گیری گروههای مختلف خواهد بود، که دریچه عدم تعصب و آزاداندیشی را بر خود بسته و امکان همگرایی و همفکری از بین می رود. به همین جهت اعتراف می کنیم که همه در آرامشی قبل از طوفان به سر می برند و با ذهنیتی رویاروگرانه و مبارزاتی به این موضوع می نگرند، به گونه ای که هر دسته و گروه خود را ناگریز از پیروزی در این عرصه و میدان می بیند.

به همین دلیل آنان ناچارند برای مشروعیت بخشیدن به رقابت و مبارزه خود، دلایل عقلی و منطقی بتراشند و برای تبیین نظریات خود، توصیفات و واژه ها و اصطلاحاتی بیافرینند.

[انگیزه بحث در مسایل زنان]

بنابراین پرداختن به مسایل زنان از دیدگاه نخبگان و برجستگان سکولار و چپ گرا، مبارزه ای جهت روشنگری، بیداری و پیشرفت بوده، در صورتی که از دید صاحب نظران اسلامی، کوشش و تلاشی به سوی پاکیها، فضیلتها و ارزشهای اخلاقی است.

موضوع زن و مباحث آن، در گیر و دار و اوج این مناقشات و رقابتها درجا زده و چنانچه شاهد پیشرفتی بوده، از دید تمامی طرفهای درگیر، محدود و با حرکتی کُند ارزیابی می شود.

[پیش نیازهای پژوهش]

همچنین هر طرفی نتوانسته است دغدغه خاطر و پیشینه و سابقه طرف دیگر را به خوبی درک کند، چنان که می بینیم گروهی با نوگرایی تندروانه و افراطی و با برداشت از منافع فکری غربی، به حرکت در می آیند و گروهی دیگر با محافظه کاری سنتی و تفریط و با برداشت از منابع فکری اسلامی، جنبش خود را آغاز می کنند. بنابراین نوگرایی تندروانه، نگرانیها و بیمهایی از آزادیهای بی حد و مرز، استیلای الگوی غربی، گسست خانواده ها و عقبگرد از ارزشهای اخلاقی به همراه می آورد. از سوی دیگر محافظه کاری افراطی ممکن است مانعی در برابر آموزش زنان و رشد توان فکری آنان شود؛ در نتیجه از مشارکت اجتماعی زنان و یا پرداختن آنان به فعالیتهای جمعی و عمومی جلوگیری کند.

همچنان که دیدگاه مبارزاتی موجب تکرار شیوه ها و روشهای کلیشه ای شده و آثار مکتوب محافل این نخبگان و انجمنها در باره زنان، به آن شهرت یافته و شناخته شده است. از سویی دیگر در این دیدگاه، ضعف تلاش بنیادی و اساسی، که مبتنی بر پژوهشهای علمی و مستند به دلایل و استدلالهای منطقی باشد و در مسیر کشف ناشناخته ها و نوآوری پیش رَوَد، مشاهده می شود، چرا که دیدگاه رقابتی، به میزانی که در مسیر رویارویی با مخالفان به شیوه نقد، نقض و ابطال آرا و نظریات، یکدیگر را تخریب می کنند، در مسیر کشف مجهولات و نوآوری و نواندیشی حرکت نمی کند و به آن اهتمام نمی ورزد. از این رو غلبه و برتری آرا بر یکدیگر در این وضع، نه به سبب کشف ناشناخته ها و نوآوری، بلکه به خاطر چالش و رویارویی است.

[کاستیهای تخطئه، به جای بحث

سازنده]

به همین سبب است که ابزارهای بسامان و راههای روشمند در فرآیند بحث و پژوهش متفاوت است و امتیاز و ویژگی تفکر رقابتی، گاه از واقعیتها و شیوه های رفتاری و الگوها و اسوه ها و گاه از اندیشه ها و آرا و آثار مکتوب سرچشمه می گیرد. بنابراین رقابت و مبارزه، با واقعیات و حقیقتها یا رقابت با افکار و اندیشه هاست.

از دیگر کاستیهای این دیدگاه، به کارگیری نقادی به گونه ای است که خالی از استبداد رأی و خشونت در برخورد با مخالفان نمی باشد. از آن طرف به حمایت از خود پرداخته و نه تنها اعتراف و اقرار به کاستیها و لغزشها در نظریات و رفتارها نمی کند، بلکه گاه به افراط در دفاع از خود و پیراسته دانستن خویش تا آنجا که ممکن است، پیش می رود. عدم اعتراف به کاستیها برای آن است که هر کدام از طرفین از شهادت و گواهی علیه خود، به عنوان دلیل بر ضد طرف دیگر سود نبرد، چرا که اعتراف و اقرار بالاترین دلیل است، که تأثیر نقد ارشادگرایانه و پویایی آن در نواندیشی و تکامل و توسعه را خنثی و فلج می کند.

طرفهای درگیر، پیکان نقد و نقّادی را بدون توجه به کاستیهای خود، به طرف دیگران نشانه گرفته، عدم استقبال از انتقاد و تعصب به خرج دادن در برابر نقد دیگران، به اعتبار اینکه در جایگاه مخالفان قرار دارند و شایسته نیست برایشان فضیلتی قائل شد، موجب می شود هر گروهی فقط به ابزارها و شیوه های خود در آرا و نظریات و بحثها تکیه کند و از تجربیات و تواناییهای طرف دیگر استفاده نکند.

با وجود تمامی تحولات و تغییراتی که جوامع عربی و اسلامی خصوصا در نیمه دوم سده بیستم شاهد آن بوده و تأثیر بسزایی در نگرش این جوامع به مسایل زنان داشته است، باز ویژگی دیدگاه رقابتی، بر برخورد این جوامع با مسایل زنان سیطره افکنده که ثمره آن، حاکمیت این شیوه برخورد در دوره ای طولانی بوده است، به گونه ای که جز در مواردی نادر، مشکل بتوان از این شیوه پا فراتر نهاد و یا آن را ترک کرد و با آن به مخالفت برخاست. از این رو گروههایی که در این زمینه، تضارب آرا دارند، کاملاً رنگ و بوی شیوه رقابتی [و ناسالم] را به خود گرفته و محدود به آن شده اند، همچنان که راهها و روشها متأثر از آن است.

آثار مکتوب کنونی نیز به گونه ای متأثر از این مجموعه ها و شیوه ها شده است. گویا جز به شیوه رقابتی، با شیوه دیگری نمی توان با مسایل زنان برخورد کرد، در صورتی که این شیوه، امکان و ابزاری برای تکامل و نوآوری در اختیار ندارد، زیرا سرنوشت وضعیت رقابتی و مبارزاتی به گونه ای است که نه تنها مرز و حدود مسایل زنان مشخص نمی شود، که گاه ممکن است مسایل اصلی و جوهری از بین رفته، ساختار و مبنایی پایه گذاری نشود. تا وقتی که آثار مکتوب و مجموعه روشهای معاصر از شیوه مبارزاتی فاصله نگیرد، در گفتمانها و پیام رسانی درجا زده و تکراری باقی خواهد ماند و هرگز پویایی را که در تغییر و اصلاح امور زنان انتظار می رود، نخواهد داشت، زیرا مسایل زنان، نه با پافشاری و کشمکش، بلکه تنها با اجتهاد فقها و پی ریزی ساختارهای متوازن و بنیانهای حکیمانه، قابل تغییر و اصلاح خواهد بود.

قاسم امین و آزادی زن

جهان عرب در آغاز سده بیستم شاهد مبارزات و مناقشات فکری بود که پیامدهای ناگوار و بسیار زیانباری را به همراه داشت، و از مهمترین مناقشات و مبارزات قرن به شمار می رفت. این مبارزات را قاسم امین (1279 ـ 1326ه··· /1863 ـ 1908م) با انتشار دو کتاب پرآوازه اش در 1899 میلادی به نام «تحریرالمرأة» [آزادی زن] و دیگری به سال 1900 به نام «المرأة الجدیده» [زن روز] به وجود آورد.

آثار مکتوب دیگری در همان زمان یا نزدیک به آن نوشته شد که تلاش می کردند مبارزات فکری را با بیان ویژه ای به تصویر بکشند. این تلاش بیانگر اهمیت و تأثیر گسترده مناقشات فکری می باشد. دکتر محمد عماره، گردآورنده آثار قاسم امین می گوید:

«هنگامی که قاسم امین «تحریر المرأة» را در 1899 میلادی منتشر کرد، در جامعه مصر و جوامع شرقی غوغا و هیاهوی عظیمی به پا کرد. گویی بزرگترین و مهمترین جنگ فکری و مناقشات نظری را، کتاب در قرنی که ظهور کرد، در شرق به راه انداخت.»(2)

از دیدگاه «آلبرت حورانی» کتاب چنین توصیف می شود:

«کتاب یاد شده، طوفانی برانگیخت.»(3)

چنان که دکتر غالی شکری، تضارب فکری مزبور را بنیان کن و مبارزه ای سرسختانه توصیف می کند.(4) حتی در نوشته های دیگر، مشابه همین تعبیرات در توصیف کتاب و هماورد فکری پیرامون آن آورده شده است.

چند صباحی از انتشار کتاب نگذشته بود که پی در پی سیل پاسخهای تند و سرسختانه ای سرازیر شد، چندان که نویسنده، انتظار واکنشهایی بدین شکل را نداشت. محمد عماره می گوید:

«مطبوعات، ویژه نامه هایی منتشر کردند که تقریبا تمام توجهشان را مصروف تأیید یا نقد و یا رد کتاب کردند.»(5)

[ردّیه ها و عدم پذیرش]

از برجسته ترین کتابهایی که در پاسخ و ردّ «تحریرالمرأة» نوشته شد، گرچه آن قدر زیادند که مشکل بتوان آنها را شمارش کرد، چنان که دکتر فهمی جدعان می گوید،(6) آثار ذیل است:

1. الدفع المتین فی الردّ علی حضرة قاسم امین، نوشته عبدالمجید خیری، چ قاهره - 1899م؛

2. الجلیس الأنیس فی التحذیر عما فی تحریر المرأة من التبلیس، محمد احمد حسنین البولاقی، قاهره ـ 1899م؛

3. قولی فی المرأة، شیخ مصطفی صبری، قاهره ـ 1344ه··· ؛

4 و 5. تربیة المرأة و الحجاب، و القول الأخیر فی المرأة و الحجاب، هر دو از طلعت حرب؛

6. المرأة المسلمة، محمد فرید وجدی، قاهره ـ 1912.

[مؤیّدها و پذیرش]

اما از مشهورترین کسانی که در محافل دینی، نسبت به کتاب موضع گیری مثبت یا آرامی داشتند ـ که در اقلیت اند ـ شیخ محمد عبده (1266 ـ 1323ه··· /1849 ـ 1905م) و شیخ محمد رشید رضا (1282 ـ 1354ه··· /1865 ـ 1935م) مدیر و صاحب امتیاز مجله المنار می باشند. مجله یاد شده در بحث و بررسیهای خود از کتاب قاسم امین، بارها از آن تمجید کرده و مکرر در ستایش آن قلم زده و این اثر را با آثاری چون «رسالة التوحید» شیخ محمد عبده و کتاب «سرّ تقدم الانجلیز السکسونیین» ترجمه «فتحی زغلول» در یک رتبه طبقه بندی کرده و آنها را از آثار فکری و تلاشهای نظری آن عصر ارزیابی کرده است.(7)

افزون بر آن شیخ عبدالقادر المغربی (1284 ـ 1375ه··· /1867 ـ 1965م) مقالاتی را بین سالهای 1906 تا 1911 میلادی در نشریات مصر نگاشت و از آرا و نظریات قاسم امین در کتاب «تحریرالمرأة» دفاع کرد.

چنان که آشکار است اینان نمایندگان و رهبران جریانی اصلاحگرا بودند که با نگرش و دیدگاهی بیدارگرایانه برای تغییر دادن و متحول کردن واقعیتهای موجود در جامعه مصر آن زمان برخاسته اند، و این همان رویکردی است که در مرجعیت و زعامت فکری شیخ محمد عبده متبلور است، زیرا موضع گیری وی در برابر کتاب، با وجودی که بعضی از مخالفان او را در تنگنا و فشار قرار دادند، آرام و همراه با سکوت بود.

مخالفان کتاب از آنجا که وی در آن زمان مفتی اعظم بود، سؤالی را به عنوان استفتا طرح کرده و تقدیم وی کردند و تلاش کردند هرچه بیشتر او را زیر فشار قرار دهند. از این رو سؤال را چاپ کرده و در بین مردم به صورت نامه سرگشاده پخش کردند، اما شیخ محمد عبده همچنان به سکوت ادامه داد و موضعی نگرفت. مجله المنار به دفاع و جانبداری از شیخ اقدام کرد و عللی را که باعث شد شیخ به استفتا پاسخ ندهد، برشمرد که از جمله گفته شد:

1. استفتا بر خلاف سنت معهود، بین توده مردم پخش و توزیع شده است.

2. پاسخ به استفتا مستلزم خواندن کتاب است، در حالی که اشتغالات مفتی بسیار است [و وی فرصت خواندن کتاب را ندارد].

3. چنانچه مفتی در باره کتاب فتوایی دهد، فتوا در صورتی قابل درک برای عامه مردم است که کتاب را بخوانند، و خواندن کتاب، اگر مفسده و ضرری داشته باشد، باعث رواج ضرر و مفسده است.

4. فتوای مفتی طبق مبانی فقهیِ مذهب حنفی خواهد بود، زیرا حکومت او را به این مقام منصوب کرده تا بر اساس مذهب حنفی فتوا دهد، در حالی که بعضی مذاهب دیگر، نپوشاندن دستها و صورت را برای زنان مجاز شمرده اند. نیز داد و ستد زنان با مردان را در جایی که خلوت نباشد، روا دانسته، و این تمام هدف کتاب است، که در پی رد حجاب و مردود دانستن آن است.

پس از این مجله المنار گفتارش را با این جمله به پایان می رساند:

همه این دلایل ثابت می کند پرسشگران در سؤال اشتباه کرده و به خطا رفته اند. از این رو پاسخی نخواهند شنید.(8)

[ارزیابی «عماره»]

برخی چون محمد عماره موضع گیری و رویکرد شیخ عبده را نشانه دلبستگی وی به کتاب قاسم امین می دانند. چنین تفسیری، برای تأیید نظر خود و کسانی است که می پندارند شیخ عبده در نگارش «تحریرالمرأة» در فصلهایی که به ارائه دیدگاههای شرع در باره حجاب و ازدواج و طلاق و چندهمسری پرداخته، با امین همکاری داشته است.

محمد عماره دلایل متعدد دیگری را در تلاش برای اثبات درستی نظریه خود برمی شمارد. وی دلایلش را مشروحا در جلد نخست «الأعمال الکاملة للإمام محمد عبده» آورده، همین مطالب را در کتاب دیگرش «الأعمال الکاملة لقاسم امین» تکرار کرده است. وی در کتاب اخیر دلیلی دیگر می افزاید که آن را دلیلی جدید که در تحقیقاتش بدان رسیده، قلمداد می کند.

او این مطلب را پس از ترجمه کتاب دیگری از امین به نام «المصریون» که به فرانسوی و در 1894 در پاسخ کتاب «دوک دارکور» به نام «مصر و المصریین» منتشر شد، آورده است. عماره چنان که می گوید، مطلبی را کشف می کند که از دید کسانی که در سیر تحول فکری قاسم امین تحقیق می کنند، ناشناخته مانده است. عماره به پرسش مهم و قابل توجهی ـ که باید بدان پاسخ داده شود ـ برخورد می کند: به چه دلیل تحول فکری برای امین اصل و مبنا بود؟ به چه دلیل در نخستین مرحله، این تحول را در مشخص کردن دیدگاههای اسلام در مورد مسایل بحث برانگیز میان محققان، مثل مسایل زنان و خانواده، به ویژه در حجاب و طلاق و چندهمسری می بینیم؟

عماره در تکمیل و مشروعیت پرسشی که طرح کرده می گوید: تحول فکری آشکاری را در نظریات دیگر امین مثلاً در عرصه های ادبیات و زبان و سیاست و اجتماع و اقتصاد

مشاهده نمی کنیم!

چنان که دیدیم، دگرگونی مورد نظر تنها در زمینه نظریات ارائه شده در دو کتاب «المصریون» و «تحریرالمرأة» است، با توجه به اینکه دربردارنده نگرش اسلام در مسایل خانواده می باشد. اما آنچه عماره تلاش دارد بدان دست یابد، آن است که آرای امین در «تحریرالمرأة»، مخالف دیدگاههای شرعی است که در «المصریون» ارائه شده است. پس این پرسش مطرح می شود: امین در زمینه شرعی چه تحقیقاتی داشته و آموزه های وی از کجاست که به این نظریات رسیده است؟

از این رو ـ چنان که عماره می گوید ـ ناگزیریم به این نتیجه برسیم که فصلهای «تحریرالمرأة» در تبیین دیدگاههای شرعی در موضوعات یاد شده، همگی به قلم محمد عبده است که با امین در نگارش کتاب مشارکت داشته است!(9)

«غالی شکری» این دلایل را بررسی کرده و آنها را استدلالهایی قوی که از داخل و بیرون متن کتاب به دست آمده، ارزیابی نموده است. اما بیان می دارد، اینها در حد قرینه اند و به سطح دلیل نمی رسند.(10)

مفهوم بیان «شکری» آن است که پیرامون کتاب دو بحث هست: یکی متن و محتوای کتاب، دیگری: نویسنده آن.

دیدگاهها و نظریات مخالف دیگری در مورد پیش زمینه های فکری و انگیزه های نگاشتن کتاب نیز وجود دارد.(11)

[اهداف امین از نگارش]

کتاب «تحریرالمرأة» افزون بر مبارزه ای که بین اندیشوران مسایل زنان به راه انداخت، دیدگاه رقابتی و رویکرد مبارزاتی در روشمندی (متدلوژی) نگاه به مسایل زنان را تحکیم بخشید و تقویت نمود.

همین اهداف بود که امین را در جایگاهی قرار داد که شخصیتی رویاروطلب، به سبب دیدگاههایی که در «المرأة الجدیده» ابراز کرده است باشد. می توان گفت امین در تمام آثاری که در باره زنان نگاشته، شخصیت دگراندیش و مبارزه جویی است. البته با تفاوتهایی که به طور طبیعی در انگیزه ها و عوامل نگارش دارد. وی در اثرش «المصریون» به انگیزه دفاع از زنان مصری ـ و نه اختلاف نظر در موضوعات فرهنگی و جغرافیایی و تاریخی ـ شخص مبارزه جو و رقابتگری است، و در «تحریرالمرأة» به انگیزه رویارویی و مبارزه با وضعی که در آن زمان بر گروههای مصری ـ خصوصا ـ و بر جوامع شرقی ـ عموما ـ در گستره اندیشه ها و ذهنیات و در پهنه آداب و رسوم چیرگی داشت، باز از خود شخصیتی مبارز و دگراندیش ارائه می دهد.

در اثر دیگرش «المرأة الجدیده» روح رقابتگری و ویژگیِ مبارزه جویی، آشکار است، زیرا وی این اثر را در پاسخ انتقادهای خشم آلود و نقدهای سرسختانه ای که به دلیل انتشار «تحریرالمرأة» در محافل دینی بر ضد او به راه افتاد، نگاشت.

[نظیره زین الدین، لبنان]

میان نخبگان و گروههایی که در گرایشهای فکری همخوانی ندارند، تضارب آرا در باره مسایل زنان وجود دارد و از مصر به دیگر جوامع عربی نفوذ کرده است. در لبنان «نظیره زین الدین» (1908 ـ 1976م) کشمکش دیگری را در 1928م با کتابش «السفور و الحجاب» آفرید. وی از کشف حجاب زن دفاع کرده، معتقد است حجاب، نیمی از جمعیت امت را ناتوان می کند. وی کشف حجاب را به پیشرفت و تمدن ربط داده، می گوید:

«ملتهایی که حجاب را کنار نهاده، در امور فکری و مادی پیشرفت کرده اند، اما ملل پایبند به حجاب، چنین پیشرفتی را نداشته اند.» [!!(12)]

[مصطفی الغلایینی]

«مصطفی الغلایینی» در 1928 با کتاب «السفور و الحجاب المنسوب الی الآنسة نظیرة زین الدین» به نوشته های «نظیره» پاسخ داده، بین آن دو جنجالی در گرفت که «فهمی جدعان» از آن به افتضاح ادبی نام می برد.(13)

«نظیره» پاسخ «غلایینی» را در کتاب «الفتاة و الشیوخ: نظرات و مناظرات فی السفور و الحجاب و تحریر العقل و تحریر المرأة و التجدد الإجتماعی فی العالم الإسلامی» می دهد. این اثر را «المطبعة الأمیرکانیة» در 1929 در بیروت منتشر کرد.

[الطاهر حداد، تونس]

در 1930م «الطاهر حداد» (1317 ـ 1353ه··· /1899 ـ 1935م) در تونس، کتاب «امرأتنا فی الشریعة و المجتمع» را منتشر نمود. «فهمی جدعان» این اثر را از جمله آثار اجتماعی می داند که انتقاد فراگیر از مسایل زنان دارد و در رک گویی و صراحت همچون «ابن الخوجة» و «قاسم امین» و «باحثة البادیة» و «نظیرة زین الدین» است. برخی از منتقدان این اثر به سبب ادعاهای کتاب، گفته اند تندروی، نویسنده را از اسلام به در برده است.(14) نویسنده به تغییر احکام زنان می خواند، از آن رو که لازمه تغییرات اجتماعی، و ضرورت همخوانی شریعت اسلامی با نیازهای زمانه است. نویسنده به دگرگونی نظام ارث، تبدیل مجازات زنا به کیفرهای نو، منع چندهمسری ... می خواند. وی از فقها و عالِمان دین، بسیار انتقاد کرده، مسؤولیت جمود فقهی و نظام قضایی اسلام و انسداد باب اجتهاد [نزد سنّیان] را متوجه اینان می کند.

[محمد صالح]

محمد صالح بن مراد، از علمای زیتونه تونس در 1931 در کتاب «الحِداد علی امرأة الحداد» بسیار به وی تاخته است. آرای «الطاهر حداد» باعث محرومیت وی از دریافت مدرک حقوق شد. وی پس از آنکه مورد حملات شدید و گسترده قرار گرفت، به دستور شاه تونس، از جلسه امتحان اخراج شد.(15)

آثار دگراندیش بعدی، اندیشه های گذشته را تکرار کرد و گستاخی و انگیزه های خود را وامدار آثار قبلی بود.

[نقد و نظر]

به نگاشته هایی که بدین شیوه نوشته شد، انتقاداتی وارد است، از جمله:

اوّلاً: شیوه و منش؛ تمامی یا اغلب این آثار، برگرفته از فرهنگ اروپایی بود و از زن اروپایی و پیشرفت و دگرگونیهای اجتماعی و تمدن اروپا در مراحل پیوسته، نمونه هایی را گزیده بود.

[نقد تحریر المرأة]

شیوه قاسم امین در «تحریر المرأة» همین گونه است، از آن رو که برگرفته از تعریف داروین از پیشرفت، به عنوان قانونی علمی است. این تعریف فقط در مورد پدیده های طبیعی نبوده، در باره نمودهای انسانی نیز هست. به گمان اینان در پی دگرگونیهای پیوسته و تکاملی، زن اروپایی به اوج پیشرفت دست یافت، و اگر زن مصری و شرقی بخواهد به درجات عالی تمدن و پیشرفت برسد، باید مراحل اساسی آن را بپیماید.

[نقد المرأة الجدیدة]

کتاب «المرأة الجدیده» قاسم امین، از آن رو که برتری و تمدن زن اروپایی را نشان می دهد، نیز الگوبرداری از غرب است. به روشنی در صفحات آغازین این کتاب، گرته برداری از اروپا دیده می شود. وی می گوید:

«زنِ نو از دستاوردهای تمدن جدید است، که ظهور آن در غرب، در اثر اکتشافات علمی است که خِرَد آدمی را از چیرگی اوهام و گمانها و خرافات رهانیده و به زن توان رهبری خود را داده و راهی را که باید بپیماید، برایش ترسیم کرده است ... سپس کردارش را تکامل بخشیده، بیشتر آنچه را که مردان گمان می کردند باعث برتری شان بر زنان است و به اینان اجازه نمی دادند در همه چیز، برابر مردان باشند، از بین برده است.»(16)

[دلایل تحول فکری امین]

«محمد عماره» در باره دلایل تحول فکری «قاسم امین» و نگارش «تحریر المرأة» پنج سال پس از انتشار «المصریون» می گوید:

همان ایراداتی که بر امین در «المصریون» وارد است، در «تحریر المرأة» نیز هست، زیرا نظریاتی را در «تحریر المرأة» آورده که موجب ایراد و اشکال به وی ـ در کتاب المصریون ـ است. وقتی «المصریون» را می خوانیم، گمان می کنیم کسانی که سخن می گویند و برهان می آورند و جدل می کنند، غیر از قاسم امین اند، به ویژه وقتی در باره حجاب و طلاق و چند همسری سخن گفته می شود.»(17)

به سبب خودباختگی امین در برابر فرهنگ اروپا، وی دچار تحول فکری آشکاری پس از چاپ تحریرالمرأة شد. این اعتقاد پژوهشگران و مورخانی است که امکان یافته اند پس از چاپ این اثر، دگرگونی اندیشه امین را علل یابی کنند. «آلبرت حورانی» معتقد است بیان امین در «المرأة الجدیده» بسیار دگرگون شده، بیشتر به جدل پرداخته، اساس بحث در آن، کاملاً متحول شده است. گویا از خشم در رویارویی با بنیانهای اسلامی، شکست خورده، از این رو بنیان فکری کاملاً مخالفی با اسلام پیدا کرده است. وی در این کتاب، دیگر نصوص قرآن و شریعت را گواه نمی آورد ـ به رغم آنکه قادر است تفسیر درستی از این متون داشته باشد ـ بلکه به علوم و اندیشه اجتماعیِ غرب نوگرا استناد می کند. استشهاد بسیار به «هربرت اسپنسر» در این اثر، نشان روشنی از تحول فکری وی است.»(18)

«فهمی جدعان» از تحول فکری امین متأسف است و نگارش «المرأة الجدیده» را نتیجه سوء انتقادات تند و بی رحمانه می داند و اندیشه سنت گرای دینی را مسؤول می شناسد. «جدعان» در ارزیابی این کتاب می گوید:

«پژوهشگر ریزبین، به سبب انتقامی که [از اسلام] به پشتوانه لیبرالیسم بورژوایی غربی در این کتاب صورت گرفته، راهی جز اظهار تأسف ندارد.»(19)

[از دیگر اشکال این آثار:

زمان نشناسی]

دومین ایرادی که به آثار دگراندیشی وارد است، زمان نشناسی است؛ ظهور این بیانیه ها و اندیشه ها هنگامی بود که به سختی می شد برای پیشرفت و بهبود اوضاع زنان ـ به دور از عوامل تأثیرگذار خارجی و زنجیره اندیشه های اجنبی ـ کاری کرد. مصر و کشورهای عربی زیر سیطره کامل استعماری اروپا بود و اندیشه ها و گرایشها کنترل می شد و هر تحول و دگرگونی، با حساسیت بسیار زیر نظر بود. این وضعیت بیانگر بیم و هراس نظریه پردازان دینی در باره مسایل زنان بود. امین در فصلی از کتابش (المصریون) از میزان گسترش نفوذ اروپا و شیوه های چیرگی آن سخن گفته است:

«رویاروی مصر، گردنه خطرناکی به نام اروپاست. از زمان «سعید پاشا» تأثیر اروپا در مصر، رو به افزایش است، به گونه ای که در زمان «اسماعیل پاشا» اروپا سیطره حقیقی بر ما یافته است، زیرا تمامی کردار و توجه ما معطوف دستورهای صادره از کابینه دولت پاریس و لندن و برلین است. وزرای ما در برابر اروپا خودباخته اند و گاه به راست و گاه به چپ گرایش پیدا می کنند. اروپا بر ضد مصر از این سیطره استفاده می برد.»(20)

اما در «تحریر المرأة» می گوید:

«تمدن ملل غربی، به سرعت برق و باد پیشرفت می کند و به تمامی اطراف نفوذ کرده است و هیچ کجا نمانده که بدان جا نرسیده باشد. به هر جا نفوذ کرده، بر منابع ثروت آنجا، از زراعت و صنعت و تجارت دست یافته، هر وسیله ای را به سود خود، به کار گرفته است، حتی اگر به تمامی ساکنان بومی زیان برساند ... غرب چیره شده، از خِرَدش بهره می برد و اگر نیاز باشد، زور می گوید و از قوه جبری اش استفاده می کند.»(21)

[نظر غالی شکری در باره امین]

«غالی شکری» در ارزیابی شخصیت امین معتقد است:

«وی دچار پریشان فکری و آشفتگی ذهنی است، زیرا اندیشه نو عربی را ـ مانند اندیشه غربی ـ راهکاری مستقیم از سرچشمه برای مجرای بحث قرار نمی دهد. وی متأثر از اندیشه «اسپنسر» و اکتشافات علمی فیولوژی و گزیده های دمکراسی غربی برای نظام مندی دولت و نمودهای تمدن غربی است، که گرچه شیوه های مختلفی اند، اما با هم اختلاف ریشه ای ندارند، زیرا دستاورد بورژوایی غربی اند.

آشفتگی فکری امین، نتیجه همگامی با نهضت بورژوایی وطنی و مشکلات و مسایل آن است. این نوع بورژوایی، از آن رو که از زادگاه خود دور است، بورژوایی دگرگون شده و آسیب دیده است، که در موارد بسیار نیازمند چاره جویی است.»(22)

[ایراد دیگر: سبک و روش]

سومین ایراد، روش و اسلوب این آثار است. تجربه و آزمون جوامع عربی و اسلامی ثابت کرده، مسایل زنان ـ به ویژه ـ به چاره جوییهای آرام و تدریجی و رو به رشد نیاز دارد؛ بر خلاف آثار نوگرا که بسیار بحث برانگیز و شتابزده بود. امین نمونه روشنی در این باره است. وی به سبب شتابزدگی در انتقال افکار خویش در باره مسایل زنان، به سبب وضعیت و چارچوبهایی که وجود داشت، دچار رویارویی و برخورد شد. او در «المصریون» از حجاب زن دفاع می کند، اما در «تحریر المرأة» آن را تقیید و محدود به شریعت اسلامی می نماید، سپس در «المرأة الجدیده» از نمونه غربی زن دفاع می کند. به نظر دکتر «رضوان السید» شیخ رشید رضا گرچه از «تحریر المرأة» ستایش کرد، ولی پس از چاپ «المرأة الجدیده» سکوت کرد و نه از خوبی کتاب سخن گفت و نه از بدی آن. وی کمی پیش از وفات، کتاب «نداء للجنس اللطیف» را در اوایل 1934 منتشر کرد که رد بر نوشته های سی سال پیش امین بود.(23)

از چه زمان به مسایل زنان

پرداخته شد؟

آثار معاصر عربی، به عمد پردازش به مسایل زنان را از کتاب «تحریر المرأة» قاسم امین می داند و کوشش دارد از اعتقاد خویش با دلایلی جانبدارانه و در خدمت هدف دفاع کند. «محمد عماره» می کوشد امین و مصر را در مقابل «احمد فارس الشدیاق» (1804 ـ 1888م) و ترکیه عثمانی پیشرو بداند. وی می گوید: کسانی که مسایل زنان را نگارش می کنند، اختلاف نظر دارند. متفکران و اصلاح گرایانی کوشیده اند زن را از حصار قرون ظلمت، به آستانه روشنایی و آگاهی برسانند ... برخی فرد پیشگام برای دعوت به آزادی زن را قاسم امین می دانند. معنای این ادعا آن است که تا پیش از انتشار کتاب «تحریر المرأة» در 1899 جوامع شرقی، به ویژه مصر، از دعوت به آزادی زنان آگاه نبود.

برخی معتقدند ترکهای عثمانی در پیمودن راه آزادی، بر مصریان سبقت گرفتند و «آستانه» [مرکز عثمانیها و استامبول کنونی[ پیش از قاهره [مرکز مصر] این ندا را سر داد و روزنامه الجوانب به سرپرستی احمد فارس الشدیاق پیش از تولد قاسم امین، به آزادی زنان فرا خواند. علت پیشی گرفتن ترکها، روابط بسیار آنان با بیگانگان و آگاهی از تمدن جدید بود.»(24)

[رفاعة الطهطاوی]

برای آنکه «شدیاق» و در نتیجه ترکیه عثمانی در آزادی زنان سبقت نداشته باشند، «عماره» می کوشد سابق تر از «شدیاق» را در این قضیه پیدا کند، تا پیشگامی مصر را ثابت نماید. وی به «رفاعة الطهطاوی» (1216 ـ 1290/1801 ـ 1873) می رسد و می گوید:

«اگر در پی تفکر نوگرایی که مصر به سبب دولت و جامعه جدیدش برخوردار بود باشیم، می بینیم بحث رهایی زنان و آموزش آنها، آشکارا در کتاب رفاعة الطهطاوی «تخلیص الابریز فی تلخیص باریز» وجود دارد. تاریخ نگارش این اثر زودتر از اکتبر 1830م است. چاپ نخست آن 1834 است و در همین وقت به ترکی ترجمه شده است ... الطهطاوی کتاب بعدی اش را، که الگوی قاسم امین و در باره تربیت دختران و پسران بود، به دستور دفتر مدارس، در آغاز دهه هفتاد نوشت، تا در مدارس دختران درس داده شود. این کتاب دربردارنده آرا و نظریات بسیار و نخستین بنیان فکری تقریبا کاملی بود که متفکری عرب در عصر جدید، در باره آزادی زنان پی ریزی می کرد ... این گونه شد که مصر و مصریان در دعوت به آموزش و تغییر وضع زنان، بر ترکها پیشی گرفتند. طهطاوی در رهبری این اقدام، بر شدیاق و دیگران پیشی گرفته است.»(25)

«عماره» پیشگامی امین را در این زمینه بر دیگر متفکران و اصلاح گرایان، منحصر به فرد می داند، زیرا سخن دیگران در باره نهضت آزادی زنان، از جمله مسایلی بوده که ضمنی بدان پرداخته اند، ولی امین تنها کسی است که تمامی تلاش و همه آثارش را تقریبا به همین موضوع اختصاص داده، تا آنجا که رمز و نشان این اقدام است. اگر وی از نظر تاریخ و زمان پیشی نگرفته باشد، اما در بذل تمام تلاش فکری اش برای اصلاح گری، بر همگان مقدّم است.

«عماره» گفته «محمدحسین هیکل» (1305 ـ 1375ه··· /1888 ـ 1956م) را گواه می آورد که:

«نخستین ندای آزادی زنان را امین در کتابهای تحریر المرأة و المرأة الجدیده سر داد.»(26)

[بوعلی یاسین]

بوعلی یاسین که کتابی را در باره پیشرفت و تکامل آثار عربیِ نوشته شده در مورد حقوق زنان از زمان نوزایش (رنسانس) منتشر کرده، معتقد است:

«تحریر المرأة» مرحله جدیدی در اندیشه های دوره نوزایش در باره مسایل زنان، و مهمترین و معروفترین کتاب عربی در این زمان و در باره حقوق زنان است.»(27)

در باره این ادعا، چند نکته اساسی به نظر می رسد:

نخست: پیش از امین، تلاشهای مهم و آغازینی برای دعوت به اصلاح وضع زنان و پیشرفت اجتماعی بانوان انجام شد، گرچه نخستین تلاشها نبوده، پیشگام شمرده نمی شود. شاید این تلاشها بر اساس اندیشه دینی بود. از این رو آنچنان که شایسته است از آن یاد نمی شود، زیرا اغلب کسانی که جنبش و تاریخ دگرگونیهای فکری در مناطق عربی را تاریخ نگاری کردند، گرایشهای ضد دینی و چپی داشتند. بدین سبب به نوشته های اسلام گرایان اعتنا نکرده، ارزش معرفتی آن را نمایان ننمودند.

«فهمی جدعان» تلاشهای اسلام گرایان جهان عرب را که نگاشته هایی اصلاح گرایانه در باره مسایل زنان، پیش از امین داشتند، پی گیری کرده، بر ارزش آن تأکید دارد. وی نوشته های «زینب فواز» (1262 ـ 1332ه··· /1846 ـ 1914م) را از بارزترین فعالیتهای زنان در پایان قرن نوزده و آغاز سده بیستم می داند. این نوشته ها در بیشتر مناطق عربی اسلامی منتشر شد.

[حمزه فتح اللّه ]

حمزه فتح اللّه در 1890م در قاهره، کتابی را با نام «باکورة الکلام علی حقوق النساء فی الإسلام» چاپ کرد، اما به اعتقاد «جدعان» آنچه «محمد بن مصطفی ابن الخوجة»

(1281 ـ 1332ه··· /1865 ـ 1917م) منتشر نمود، بیشتر از دیگر آثار، دربردارنده نظریه های کلی در مورد مسایل زنان ـ در آن زمان ـ و به دنبال تمدن گرایی بود. از این رو در 1895 «الاکتراث فی حقوق النساء» و در 1907 «اللباب فی أحکام الزینة و اللباس و الاحتجاب» را منتشر کرد. افکار نخستین امین، به سبب همانندی، یادآور اندیشه های «ابن الخوجه» است.(28)

[عدم ثبات فکری قاسم امین]

دومین نکته قابل توجه [در ادعای اینکه قاسم امین از پیشگامان دگراندیشی در مسایل زنان است]: امین در افکار خود در باره زنان، شتابزده و ناگهان دچار تغییر نظر می شود. این امر آشکار است و نیاز به دلیل ندارد. وی در «المصریون» 1894 از حجاب به همان شکلی که در مصر رایج است، دفاع می کند، اما در «تحریر المرأة» 1899 از حجاب انتقاد و درخواست می کند مطابق حدود شریعت اسلامی باشد که پوشاندن صورت و دستها را لازم ندانسته است، ولی در «المرأة الجدیده» 1900 زنان اروپایی را الگوی متمدن زن مصری و شرقی برمی شمرد.

تغییر و دگرگون شدن اندیشه امین حتی در مورد طلاق و چندهمسری مشهود است. وی ثبات فکر نداشت، بلکه گاه دچار تناقض و چند گونه گویی می شد.

اگر بخواهیم نوشته های عربی در باره زنان را تاریخ نگاری کنیم، کدام روایت و اندیشه امین را باید بنگاریم؟ این مطلب باید به تفصیل مشخص شود.

[دلیل سوم: ایستایی یا عقب گرد

نوگرایی]

از ابتدای قرن بیستم، ایستایی یا عقب گرد نوگرایی و نوآوری، سبب جمود فکری عربی شد. این وضع به آثار و نوشته های عربی نفوذ کرد و فقط با نام بردن زیاد از برخی کسان و وانهادن یاد و ذکر دیگران، تلاش می شد اندیشه و فکر را رشد دهند، زیرا تلاش فکری برخی ناشناخته مانده بود، یا اصلاً این ذکر و یاد، ربطی به تضارب آرا نداشت تا کسانی مشهور شوند و بدانان توجه شود. این اتفاق افتاد و نامهای محدودی پیوسته در ادبیات معاصر اندیشه عربی تکرار می شد که شکل جمود و یکسونگری به خود گرفته بود. شاهد این مطلب، تکرار نام امین و گاه دیگران است [که سبب شد برخی بپندارند امین از اصلاح گرایان پیشگام است.]

[دفاع از حقوق زنان توسط

مردان]

چهارمین نکته قابل توجه: بایسته بود دفاع از مسایل زنان توسط خود اینان و نه مردان انجام شود، تا پنداشته نشود مردان بر زنان قیمومت و نظارت داشته، رفتاری مستبدانه با وی دارند، تا آن اندازه که زن، صاحب اختیار نبوده، حتی در دفاع از حقوقش، ناتوان و عاجز است.

زن بهتر می فهمد مشکلاتش چیست و بدون تردید وی به دنیای درونی و منطق فکری خود آشناتر است. اما وقتی مسایل زنان توسط مردان مطرح می شود، غالبا زنان حضور ندارند. در بسیاری از کتابها و آثاری که به موضوعات زنان پرداخته اند، به روشنی این نمایان است. مخاطب این نوشته ها مرد است و وی مقصود مناظره و گفت و گوست. گویا که مشکل زن در وجود مردان است و اینان باید به رویارویی با دشواریها همت گمارند و مردان دارای قدرت و توان اند و تصمیم و حکم به دست ایشان است.

نوشته های امین این اشکال را دارد و وی مردان، نه زنان را مخاطب قرار داده است.

قضاوت ما در این باره بی طرفانه است، از آن رو که زن می تواند مسایل خود را بنگارد.

[زینب فواز]

«زینب فواز» از جنوب لبنان، قبل از امین، به دفاع از حقوق زنان و ترسیم مشکلات آنان پرداخته و بهبودبخشی اوضاع و احوال زنان در خانه و جامعه و در حوزه آموزش و کار را مطالبه نموده، رعایت حقوق آنان را خواستار شده است.

«جمیل قاسم» اعتقاد دارد: فعالیتها و نوشته های «زینب» وضعیتی جدید در تاریخ نگاری مسایل زنان به وجود آورد. نگاشته های وی در باره برابری زن با مرد در دانش و کار و سیاست، پیشتر از امین و عایشه تیمور است. «امیلی نصراللّه » و «فوزیه فواز» و جمعی از مورخان مصری نیز همین اعتقاد را دارند و می گویند: زینب نخستین کسی است که به نهضت آزادی زن فرا خواند.

«زینب فواز» به لقب «حجة النساء» و گوهر شرق مفتخر شد و به مصر مهاجرت کرد و به فعالیتهای برجسته ای در فرهنگ و ادب دست زد. بسیاری از مقالات و نوشته های وی در معروفترین روزنامه های مصر چاپ شد، مانند: المؤید، الأهالی، المهندس، الهلال، المقتطف، اللواء، أنیس الجلیس، رائدالنیل و لسان الحال.

جمیل قاسم بی آنکه دلیلی بیاورد، احتمال می دهد امین متأثر از نوشته ها و مقالات زینب در باره حقوق و نهضت زنان است. «می زیاده» نیز در نوشته هایش این مطلب را آورده، به معاصر «زینب»، «ابن الخوجة الجزائری» اشاره دارد.

گاه به انگیزه های ایدئولوژیکیِ جانبدارانه، پیشگامی «زینب فواز» فراموش می شود. بوعلی یاسین در «حقوق المرأة فی الکتابة العربیة منذ عصر النهضة» به این مطلب اشاره دارد. وی معتقد است:

«نخستین زن عربی که خواستار حقوق زن در عصر جدید، تا نهایتی که بینش سنت گرایانه از اسلام اجازه می دهد شد، زینب بود؛ بی آنکه چندان تلاشی برای نوگرایی کند، به رغم آنکه می دانست بینش عربی رو به رشد است. وی تعصب اسلامی بی پیرایه و خالصی را داشت و افکار و درخواستهای سیاسی بر ضد نظام حاکم در مصر و امپراتوری عثمانی نداشت.»(29)

به دلیل آنچه گفتیم، نیاز به تجدید نظر در اندیشه معاصر عربی، در مورد نگارش تاریخ نهضت زنان از آغاز سده بیستم محسوس است.

اهداف آزادی زن

نگاشته های معاصر عربی، کتاب امین، «تحریرالمرأة» را الگوی تفسیری برای تحلیل مشکلات زنان و مَدْخلی (درآمدی) برای شکل گیری بینشی ژرف و نقادانه می داند. این اثر، شعارهای افسونگرایانه ای برای اصلاح اوضاع و دفاع از حقوق و برابری زنان در قوانین مدنی و قانون اساسی با مردان دارد.

امین به سبب همین شعارها، یاور حقوق و آزادی بخش زنان خوانده می شود، اما به نظر «آلبرت حورانی» شایسته این القاب نیست، زیرا نمی گوید حقوق سیاسی زنان داده شود و فقط می پذیرد دلیلی ریشه ای [= عدم بینش و آگاهی [مانع حق مشارکت سیاسی زنان است، و زن مصری، پیش از حضور در فعالیتهای عمومی، نیازمند زمانی طولانی است تا فکری آگاهانه و روشن به دست آورد.(30)

حقیقت آن است که «تحریر المرأة» بیش از آنکه محتوایی اقناع کننده داشته باشد، عنوانِ کتاب را دارد و شهرتش به خاطر نویسنده است، نه اندیشه های مطرح شده؛ به خصوص که کتابی جنجال برانگیز بود و موجب کشمکش فکری با برخی گروههای مذهبی شد.

کتاب، اندیشه های نوی ندارد، زیرا امین در مسایل مربوط به شریعت اسلامی، پا را فراتر از آرای استاد محمد عبده نگذاشته است. از این رو آلبرت حورانی، امین را در نگارش این کتاب، محافظه کار می خواند و سبب دیگری را برای عدم شایستگی ملقب شدن به یاور زنان برمی شمرد:

«وی مانند محمد عبده، کسانی را مورد خطاب قرار می دهد که هنوز پایبند اسلام اند و در هر موضوعی، گواه خود را قرآن یا حدیث می آورد که پذیرش یا عدم پذیرش آن ممکن نیست.»(31)

به رغم آنکه امین، کتابش را «تحریر المرأة» (آزادسازی زنان) نام نهاده، ولی به عنوان اصطلاح یا مفهومی، آن را در متن کتاب، به کار نگرفته، در عوض در مقدمه، از مفهوم اصلاح استفاده کرده است:

«راهی از راههای اصلاح را برای امت گشودم.»(32)

وی در خاتمه، مقصود و مرادش از مفهوم آزادسازی زنان و اصلاح را مشخص کرده است:

«اصلاح وضع زنان که مقصود ماست، در دو مورد است. اصلاح سنتها و رفتارها و تربیت؛ دوم: دعوت اصل نظر و آگاهان احکام شریعت اسلامی به در نظر گرفتن نیازهای ضروری زنان امت اسلامی.»(33)

«فهمی جدعان» معتقد است:

«شایسته بود عنوان کتاب «المرأة الجدیده»، تحریر المرأة باشد، زیرا تمامی اندیشه های مطرح شده در آن، در باره آزادی و رهایی است، اما کتاب «تحریر المرأة» به جز چند مورد بسیار کم، واژه «حریت» و اطلاق (رهایی) را به کار نبرده است. «تحریر المرأة» بیشتر کتابی در باره تربیت و پرورش زنان، به شیوه مشخص مکتب محمد عبده است.»(34)

حتی وقتی امین در مقدمه «المرأة الجدیده» از آزادی زن سخن می گوید، آن را محدود به تاریخ و اسلام می کند:

«هر که از شریعت اسلامی آگاه است، می داند که آزادی زنان، از بهترین اصولی است که اسلام بدان بر دیگر ادیان افتخار می کند، زیرا از قرون گذشته تا به حال، حقوقی را به زن داده، که فقط در سده بیستم و مقداری در قرن پیش، زنان عرب بدان دست یافته اند، و حتی اکنون زنان از برخی حقوق محروم و مشغول مطالبه آنند.»

وی در این مقدمه، سخنش را با «اصلاح» به پایان می برد:

«آیا سزاوار است در این زمان، از اهداف دین غافل باشیم و راهکارهایی را که به زن شایستگی می دهد از حقوق عالی خود استفاده کند، رها سازیم و وقتمان را در کشمکشهای نظری ضایع کنیم که نتیجه ای جز عقب ماندن از پیشرفت در اصلاح وضع کنونی ندارد؟!»(35)

[دگراندیشی پس از قاسم امین]

پس از امین، مفهوم آزادی زن دگرگون شد و به فرهنگ اروپایی و الگوی آن برای زنان پیوست و شعار گروهها و نخبگان غیر دینی شد که برای رویارویی با ارزشها و احکام شریعت اسلامی، استفاده می شد.

[سلامة موسی]

«سلامة موسی» (1305 ـ 1377ه··· / 1888 ـ 1958م) به آزادی زن فرا می خواند و می گوید: روشن ترین اختلافی که میان ملل عرب و غرب فاصله انداخته، وضع زنان در این جوامع است.

به نظر موسی واژه آزادی زن در بردارنده چند معناست: آزادی از جهل با آموزش، آزادی از سنتها با کشف حجاب، برابری با مردان در حقوق قانونی و مدنی (شهروندی).

وقتی از عوامل مؤثر آزادی زن، از وی پرسش می شود، به نظر او عامل نخست در تماس با تمدن اروپا از طریق اقلیتهای غربی بود که بیش از هفتاد سال پیش در شهرهای بزرگ مانند قاهره و اسکندریه و پورسعید ساکن بودند. اینان به سبب شیوه زندگی، پوشش زنانشان و آزادی عملی که داشتند، ارزشها و اهداف جدیدی آفریدند که جامعه مصری آن را اخذ کرد.(36)

[کنفرانس صدمین سالگرد

انتشار «تحریر المرأة»]

به مناسبت صدمین سالگرد انتشار «تحریر المرأة» مجلس اعلای فرهنگی مصر، هم اندیشی باشکوهی ترتیب داد که شمار بسیاری از مردان و زنان، از نقاط مختلف کشورهای عربی در آن حضور داشتند. این کنفرانس از 23 تا 28 اکتبر 1999 برگزار شد. مهمترین بند بیانیه شرکت کنندگان این بود که سالهای سده بیست برای دستیابی به انتظارات زنان عرب کافی نبود.

از این رو برخی زنان سخنران، امینی دیگر را برای این قرن می جستند و پیشنهاد کردند جایزه ای به نام قاسم امین، سالیانه به مردی داده شود که ذهنش از تفکرات فرسوده و مندرس در باره زنان پیراسته است. [!!] نیز برخی زنان حاضر از ارتباط بیراهی که بین آزادی زن غربی و نگارش «تحریر المرأة» توسط امین است، انتقاد کرده، معتقد بودند آزادی زنان نیازمند پیرایش از عوامل تأثیرگذار غربی است.

هدف از برگزاری هم اندیشی، دوباره نگری فراگیر در مسیر حرکت آزادی سازی زن عرب در میانه قرن، پژوهش در دستاوردها و مشکلات، و آگاهی و نظری به آینده (سده 21) بود. کنفرانس تأکید کرد شیوه مبارزه فکری همچنان بر اندیشه عربی چیره بوده، نتوانسته

در مسایل زنان از سنتهای کهن گذر کند و در نیم قرن گذشته، وضع زن شاهد دگرگونی نبوده است.

«دلال البزری» نویسنده مصری، کنفرانس را چنین ارزیابی می کند:

«مناقشه حقیقی ای که مستند به شناخت دگرگونیها و تغییرات پیش آمده در جوامع عربی باشد، صورت نگرفت و حضار اصرار داشتند وضع کنونی زنان عرب، از همان دیدگاه پرپیچ و خم زنانه نگری (فمنیسم) دهه شصت بررسی شود.»

[بازنگری مسایل زنان از دیدگاه

اسلامی]

در مورد آزادی زن از دیدگاه اسلامی، شیخ محمدمهدی شمس الدین [دانشمند شیعی[ معتقد است:

«این شعار اقرار به آن است که وضعیتی ناعادلانه و غیر انسانی وجود دارد که زنان از آن شِکْوه دارند. این وضع در مورد جایگاه انسانی یا مرکزی برای دادرسی حقوقی وی و یا هر دو است. گویندگان شعار آزادی زن و کسانی که در این مسیر تلاش می کنند، نمی گویند زن به بردگی قانونی کشانده شده، مردان و اجتماع در این راه تلاش دارند. زن از جنبه قانون نظری آزاد است، ولی از شخصیت انسانی که برابری با مرد، از جمله آثار آزادی و پذیرش کرامت وی است، برخوردار نیست.

زن در زمینه حقوقی نیز از آزادی بهره مند نیست. کرامت وی در قانون نقض شده، حقوق وی داده نشده است ...

این وضعیت، ویژه جوامع اسلامی نیست، بلکه در جوامع دیگر: مسیحی و غربی و ... نیز حاکم است.

کرامت ننهادن به زن و نقض حقوق وی، نظر اسلام و احکام شریعت اسلامی نیست، بلکه پیامد وانهادن و نادیده گرفتن آن است.»

از این رو شیخ شمس الدین، جوامع اسلامی را به اصلاح وضع زن مسلمان، با رهانیدن وی از باورها و سنتهایی که قید و بندهای غیر مشروع است، فرا می خواند و می خواهد که به زن مسلمان به عنوان انسانی با کرامت که نقش بسیار مهمی در شکل دهی و حراست و پیشرفت و رشد جامعه دارد، نگریسته شود.»(37)

[نظر محمدحسین فضل اللّه ]

سید محمدحسین فضل اللّه ، اوضاعی را که منجر به شعار آزادی زن شد، می شناسد و می گوید:

«شاید شعار آزادی زن، ناشی از وضع ناهنجاری بود که زن در آن به سر می برد. سنتها و باورهای عقب مانده، انسانیت وی را پامال کرده، با او همچون ابزاری که برای کامجویی مردان آفریده شده بود، رفتار می شد، بی آنکه نقش مؤثری در زندگی داشته باشد. حتی به رسالت انسانی مادر بودن در جوامع عقب مانده توجه نمی شد، مگر به عنوان خدمتی که می بایست به فرزندان می کرد. وی دور از فعالیتهای آگاهی بخش و پرورشی و ارشادی بود، زیرا آموزش زنان مورد پذیرش نبود، از آن رو که برای ارتباط با شوهر و فرزند و خانه داری، نیازی بدان احساس نمی شد.

در اجتماع سنتی، مسایل دیگر نیز چنین بود و وجوب حجاب بهانه ای برای دور نگه داشتن زن از فعالیتهای مادی و اجتماعی و موضع گیری سیاسی و فرهنگی بود، زیرا به اعتقاد جوامع سنتی، حجاب برای ساختن شخصیت و درون زن، نیز پوشش جسم وی تشریع شده بود.

این باورها، از زن در فعالیتهای حیاتی، انسان خودباخته ای می ساخت که در مسیر انسانیت و استقلالِ اراده گام برنمی داشت، بلکه زیر سایه دیگران می ماند و پژواک ندایشان و وسیله مصرفی برای نیازها و غرایز بود.

این وضع منجر به انقلاب و نهضت آزادی زن شد، زیرا به دگرگونی می انجامید و به زن آزادی عمل می داد. هدف آن آزادی زن از مسایلی بود که انسانیتش را پامال می کرد. دگرگونی اوضاع از زن انسانی می ساخت که دارای رسالت بود و جنبه ها و حالات مختلف داشت و مطابق عقل و عاطفه و توانمندیها و خواسته هایش فعالیت می کرد، تا بتواند در زندگی نوآفرینی کند.»(38)

ارزیابی سید فضل اللّه از این جریان آن است که:

«مشکل، وجود بسیاری از هواداران و مخالفان آزادی است، زیرا نگاهی شتابزده از واقعیات دارند و نمونه های خاصی از انسانها را دیده اند. اینان برای رویارویی با مشکل و حل آن، دچار سطحی نگری اند، که باعث می شود شتابزده و در فضایی جنجالی، حکم مثبت یا منفی بکنند. از این رو در برابر شعار آزادی زنان باید این پرسش مهم را مطرح کنیم: آزادی زنان از کدام امور یا اوضاع لازم است؟ در مقایسه با تعریف آزادی زنان از دید موافقان، تعریف اسلام چیست؟ آیا آزادیِ منافع و اهداف انسان، در مرز مشخصی به پایان می رسد یا بی حد و مرز ادامه خواهد داشت؟»(39)

نتیجه ای که سید فضل اللّه بدان می رسد:

«آزادی مسؤولانه [نه گسیخته] از آدمی در جنبه های مختلف، انسان ساخته و نقش وی در زمینه های شخصی و اجتماعی را نظم و تعادل می دهد. آزادی، هوی و هوسهای دلبخواه نیست که انسان را در شهوت و غرایز و هوسرانی غرق کرده، وی را از مسؤولیتهایش در زندگی دور کند.»(40)

[عبدالحلیم ابوشقه]

شاید استاد عبدالحلیم ابوشقه در عنوان کتابش «تحریر المرأة فی عصر الرسالة» در پی استفاده از اصطلاح آزادی زن بوده، تا به بزرگترین دگرگونی در تاریخ زنان که با پیدایش اسلام به دست آمد، نظرها را جلب کند. اسلام به زن شخصیت داده، حقوق وی را پذیرفت و به او کرامت و بزرگی بخشید.

عبدالحلیم در پی آن است که آزادی زنان را به اسلام ربط دهد.

[بنت الشاطئ]

در 1967 خانم بنت الشاطئ«المفهوم الإسلامی لتحرّر المرأة» را منتشر کرد و در فرصتی دیگر برخی زنان نویسنده را به ضرورت فعالیتی جدید برای آزادی زنان با بهره گیری از دیدگاه اسلام فرا خواند.

ادبیات اسلامی معاصر، ضرورت اصلاح و تغییر اوضاع زن را درک می کند و به آموزش زنان فرا می خواند؛ نه فقط در سطح ابتدایی ـ چنانکه امین در «تحریر المرأة» معتقد است ـ بلکه تا بالاترین سطح آموزش عالی. نیز مشارکت زنان در فعالیتهای اجتماعی و سیاسی، و اعطای کامل حقوق مدنی (شهروندی) و قانونی وی. این اقدامات بر اساس پای بندی به دیدگاه اسلام باید باشد.

این ادبیات، به شدت از گرایشهای غربی برای آزادی زن، که گاه به نابودی ارزشها و اخلاق می انجامد، انتقاد می کند.

مبارزه بر ضد حجاب! چرا؟

برخی نوشته های عربی تلاش می کند نقد و تفسیری کاملاً منفی از پدیده حجاب ارائه دهد، تا ایستادگی سرسختانه خود بر ضد حجاب را توجیه کند. این سخن بدان مفهوم نیست که اینان در رفتارشان زیاده روی می کنند و به شدت از کشف حجاب جانبداری می نمایند. شیوه برخورد این آثار «فرضیه و تصورسازی» است. گویا برای ورود به معرکه، نیازمند به کارگیری قوی ترین سلاحهاست.

گاه اینان حجاب را رفتاری اُمّلی و عقب مانده و مخالف پیشرفت و تمدن توصیف می کنند و گاه کاری ارتجاعی و سیاه. گاه علت حجاب را میل مردان به بندگی و بردگی زن می دانند و گاه سبب را، از بین بردن نقش و توانمندیهای زن می دانند. تفسیر و توصیفهای دیگری نیز می کنند.

کشمکشی که در آغاز سده بیستم در باره حجاب در گرفت، تا آستانه قرن بیست و یکم ادامه یافت، گرچه شیوه متفاوتی یافت. در نیمه نخستِ سده بیستم، به کشف حجاب رو آوردند، به خصوص در مصر و شام، و ندای آزادی زنان رو به فزونی رفت. نخستین مجلات زنانه در مناطق شرق عربی چاپ شد که تمدن را به کشف حجاب ربط می داد و در گستره عمومی، به رفع حجاب تشویق و ترغیب می کرد. این اقدامات از آن رو بود که کشورهای عربی در این زمان زیر سیطره استعمار اروپا بود.

در مقابل [این اقدامات] گروههای دینی، ترس بسیار خود را [از پیامدهای] این وضع ابراز کردند و حالت دفاع گرفتند، که بیانگر سخت گیری گروههای دینی بر زنان است، به گونه ای که حتی برخی از اینان در باره آموزش زنان، محافظه کارانه احتیاط می کردند، زیرا ادبیات [دگراندیش] لازمه آموزش و تمدن را آزادی زنان و کشف حجاب می دانست.

اما در نیمه دوم قرن، برخوردها دگرگون و به شکلی دیگر نمودار گشت. در این برهه به حجاب روی آورده شد و نظرها به سرعت و گسترشِ رواج این پدیده جلب گردید. گروهها و اقشار مختلف ـ به خصوص در دو دهه اخیر قرن بیستم ـ حجاب را پذیرفته، دیگری مخصوص اقشار مستضعف یا دختران آموزش ندیده و یا مردمان روستایی شمرده نمی شد، بلکه ثروتمندان و تحصیل کرده های سطح عالی و شهرنشینان و دیگر دسته ها و گروهها، حجاب داشتند.

امروز کسی شک ندارد که حجاب مانع آموزش مقدماتی و عالی زن نیست و او را از کار و مشارکتهای اجتماعی باز نمی دارد. اکنون در تمامی طبقات، جامعه و دولت، حجاب پدیده ای بارز و آشناست، که ثابت کرده آنچه پیشتر می گفتند و پُز آن را می دادند که تمدن منوط به کشف حجاب است، گزافی بیش نبوده است.

حجاب موجب خشم برخی نخبگان و گروههایی شد که سعی داشتند به نبردی نو با این پدیده بپردازند، زیرا آن را تهدیدی برای دستاوردهایی می دیدند که زنان در سده اخیر، پس از ورود به عصر آزادی و تمدن، کسب نموده اند. این افراد سعی داشتند در درستی پدیده حجاب ایجاد تردید کنند. «دلال البزری» در ارزیابی این باور، آن را ذهنیت مردان و زنان نوگرا می خواند. وی با این ذهنیات آشناست و در مقاله ای که پس از هم اندیشی آزادی زن، در روزنامه الحیاة لندن چاپ کرد می نویسد:

«اینان به سبب فهم خود از اندیشه سیاسی اسلام، اصرار بر رواج حجاب دارند و شیوع عمومی آن و بیرون از دیوارهای خانه موجب نگرانیشان نمی شود. اما زنان محجبه اکنون مانند دو دهه پیش نیستند، زیرا تقریبا به همه جا نفوذ کرده اند و در مقایسه با زنان سابق، سازمانها و حرفه ها و روشهای نُوی در زندگی آفریده اند [و این موجب نگرانی نوگرایان است؛ یعنی حجاب با بینش اسلامی ـ سیاسی]. نوگرایان به همگامی زنان محجبه با زمانه علاقه مندند، زیرا به اعتقادشان حجاب موجب محدودیت است.» اما گمان اینان در گرایش به زمانه نیاز به بررسی دارد.

راستی چرا این همه در برابر حجاب تندروی می کنند؟ کجاست آزادی ای که به بهانه آن از حقوق زنان دفاع می کنند و چرا وقتی زنی به دلیل داشتن حجاب، از آموزش محروم می شود و از حقش دفاع می کند، نوگرایان با توجیه هایی مانند دفاع از ارزشهای سکولاریسم و رفع تبعیضات دینی، سکوت می کنند؟! همچنان که در ترکیه و فرانسه و دیگر کشورهای اروپایی پیش آمد؛ همچنین در اسکندریه مصر، در مدرسه فرانسوی «شامبلیون» در سپتامبر 2000 میلادی، که دختری دانش آموز، پس از آنکه نپذیرفت بی حجاب باشد، از کلاس اول ابتدایی اخراج شد! خانواده دختر مجبور شدند با گرفتن وکیل و به استناد احکام قضایی فرانسه، ثابت کنند دختران دانش آموز را نمی توان از حجاب منع کرد، زیرا آزادی فردی داشته، حجاب مانع آموزش یا تهدیدی علیه امنیت به شمار نمی رود.

برخوردی که در ترکیه با خانم «مروه کاوکچی» شد و موقعیت خود را به عنوان نماینده مردم در پارلمان از دست داد و از تمامی حقوق شهروندی و قانونی اش محروم شد، فقط به سبب التزام وی به حجاب بود. این وضع، بدترین صورت سرکوبی و فشار و اختناق است. «مروه کاوکچی» [در نگاه نویسنده [نمونه شجاعت و پاکی و فضیلت است و بطلان آنچه را که ارزشهای دمکراسی و لائیک و نوگرایی نامیده می شود، آشکار می کند.

[باز تحریر المرأة]

باید دانست امین دست کم در کتاب «تحریر المرأة» مخالف حجاب نیست یا به کشف حجاب فرا نمی خواند. وی با صراحت می گوید:

«شاید برخی خوانندگان گمان کنند من معتقدم به یکباره رفع حجاب شود، ولی حقیقت این نیست. من همچنان از حجاب دفاع می کنم و آن را از جمله اصول و آدابی می دانم که باید بدان پای بند بود، اما می خواهم حجاب منطبق با آنچه در شریعت اسلامی است باشد.»

از سوی دیگر وی از زنان غربی انتقاد می کند:

«معتقدم در کشف حجاب، غربیها زیاده روی کرده اند، به اندازه ای که زن مصون از انگیزه های شهوانی دیگران نیست، ولی حجب و حیای وی این وضع را نمی پذیرد.»(41)

امین از محجوب بودن زن، نه حجاب وی انتقاد می کند؛ یعنی آنکه زن را از کسب دانش و حضور در فعالیتهای عمومی منع و خانه نشین کنیم.

[خلاصه گفتار]

خلاصه آنچه گذشت: در برابر اندیشه معاصر عربی، تجربه یک سده وجود دارد، که طرحها و درک آن اندیشه از زن، آزمایش شده و از طریق تجارب، به ارزیابی و مفاهیم و نکات اجرایی دست یافته است. البته این اندیشه ها و نتایج ضرورتا قطعی و درست نیست، بلکه می بایست دوباره نگری و بررسی شود، زیرا وضعیت عمومی زن تغییر کرده، به کلی از آنچه در آغاز قرن بود، فرق کرده است. نیز اندیشه ها و درکی که فکر عربی ـ در آغاز قرن ـ بدان به شدت روی آورد، در پایان قرن نتایجی مغایر با آنچه انتظار داشت، نشان داد، و پس از آنکه چارچوبهای اسلامی، توان برتر خود را در نوگرایی ثابت کرد، دیگر معیارهای غربی، تنها راه برای نهضت آزادی زنان شمرده نمی شد.

دستاورد راهکارهای اسلامی فقط نهضت زنان و پیشرفت وضع اجتماعی اینان نبود، بلکه از زن حمایت می شد و وی مصون می ماند. نیز هویت وی دستخوش دگرگونی و غربزدگی نمی شد، بلکه به هویت اصیلش می رسید. همچنین آزادی زن منوط به رفع حجاب نبود و راه رسیدن به تمدن، کشف حجاب قلمداد نمی شد، زیرا این فکری ساده و گمراه کننده بود.

مشکل، عدم معرفت و شناخت [دین] بود، زیرا نخبگان عرب، تلاش بسیاری برای آگاهی از فلسفه و نظریات و قوانین فکر غربی داشتند، اما چندان اهتمامی به شناخت فلسفه و نظریات و قوانین شریعت اسلامی نداشتند؛ این شناختی بود که می بایست اندیشه معاصر عربی به دست می آورد و این حقیقت را با آگاهی فزاینده می فهمید، به ویژه که اندیشه معاصر اسلامی تلاش دارد اجتهادهای نو فقهی ارائه دهد و توان فکری و شیوه پژوهش و نظر خود را تکامل بخشد.

* ـ متن اصلی مقاله به زبان عربی، در شماره 29 مجله «الکلمه» در سال 1421ه··· .ق در لبنان منتشر شده است که اینک توسط پیام زن برای علاقه مندان به فارسی در می آید.


1ـ قاسم امین، الأعمال الکامله، د.محمد عماره، ص54، قاهره، دار الشروق، چ2، 1989م.

2 ـ الفکر العربی فی عصر النهضة، آلبرت حورانی، ترجمه کریم عزقول، ص175، بیروت، دار نوفل، 1997م.

3 ـ النهضة و السقوط فی الفکر المصری الحدیث، د.غالی شکری، ص202، قاهره، الهیئة المصریة العامة للکتاب، 1992م.

4 ـ الأعمال الکامله، ص54.

5 ـ اسس التقدم عند مفکری الإسلام فی العالم العربی الحدیث، د.فهمی جدعان، ص126، عمان، دار الشروق، چ3، 1988م.

6 ـ الأعمال الکامله، ص126.

7 ـ همان، ص127، به نقل از مجله المنار، ش6، فوریه 1901م.

8 ـ همان، ص65.

9 ـ النهضة و السقوط فی الفکر العربی الحدیث، ص194.

10 ـ برای آگاهی از این موضوع رجوع کن: الأعمال الکامله، ص117 ـ 133.

11 ـ السفور و الحجاب، نظیره زین الدین، ص109، بیروت، مطبعة قوزما، 1928م.

12 ـ اسس التقدم ...، ص491.

13 ـ همان، ص492.

14 ـ همان، ص587.

15 ـ الاعمال الکامله، ص420.

16 ـ همان، ص55.

17 ـ الفکر العربی فی ...، ص175.

18 ـ اسس التقدم ...، ص470.

19 ـ الاعمال الکامله، ص300.

20 ـ همان، ص374.

21 ـ النهضة و السقوط ...، ص210.

22 ـ عصر النهضة العربی ـ الأسئلة الکبری و الإجابات الجائره، د.رضوان السید، مجله الفکر العربی، ش39 ـ 40، ص4، بیروت ـ اکتبر 1985م.

23 ـ الأعمال الکامله، ص13.

24 ـ همان، ص14.

25 ـ همان، ص13، به نقل از کتاب تراجم مصریة و عربیة، د.محمدحسین هیکل، ص152، قاهره ـ مطبعة مصر.

26 ـ حقوق المرأة فی الکتابة العربیة منذ عصر النهضة، بوعلی یاسین، ص11 ـ 43، دمشق، دارالطلیعة الجدیدة، چ1، 1998م.

27 ـ اسس التقدم، ص465 ـ 466.

28 ـ حقوق المرأة ...، ص59.

29 ـ الفکر العربی ...، ص174.

30 ـ همان، ص174.

31 ـ الأعمال الکاملة، ص321.

32 ـ همان، ص411.

33 ـ اسس التقدم، ص471.

34 ـ الاعمال الکامله، ص422 ـ 423.

35 ـ قضیة المرأة، نگارش و مقدمه: محمدکامل الخطیب، ج2، ص425 ـ 429، دمشق، وزارت فرهنگ، 1999م.

36 ـ مسائل حرجة فی فقه المرأة ـ کتاب الستر و النظر، شیخ محمدمهدی شمس الدین، ج1، ص45 ـ 50، بیروت، الموسسة الجامعیة، النشر، 1994.

37 ـ تأملات اسلامیة حول المرأة، سید محمدحسین فضل اللّه ، ص26، بیروت ـ دار الملاک، چ6، 1997م.

38 ـ همان، ص28.

39 ـ همان، ص32.

40 ـ الأعمال الکامله، ص350

 


پدید آورنده : نوشته: زکی المیلادترجمه: عبداللّه امینی(1)


٠١:٠٨ - دوشنبه ١ آبان ١٣٩١    /    عدد : ٣٧١٣٥    /    تعداد نمایش : ١٧١٨


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 8154
 بازدید امروز : 127
 کل بازدید : 1884582
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 3.74
تقویم
اوقات شرعی

جمعه ٠٢ مهر ١٤٠٠