اخبار > حضرت زینب الگوی بانوان
 


  چاپ        ارسال به دوست

حضرت زینب الگوی بانوان

 

اگر زينب ـ سلام الله عليها ـ نبود، وضعيت چگونه بود؟ آيا ياد و نامي از آن گلستان ملكوتي در دشت كربلا، در دلها باقي مي‌ماند؟ آيا بدون زينب ـ سلام الله عليها ـ خزان فراموش آن باغ مينو را در چنگال خود نمي‌فشرد؟ امّا آن گاه كه زينب ـ سلام الله عليها ـ بانگ برمي‌آورد، جهان غفلت زده و خاموش از نور هدايت و جهانيان غافل از حقيقتي بزرگ، بلكه بزرگترين حقيقت را به خود مي‌آورد، و گمراهي‌شان را نشانشان مي‌دهد.

اگر کسی اندک شناختی نسبت به وقایع کربلا، (ماقبل و ما بعد آن) داشته باشد، و قادر به شناخت حقیقت محض و جدا کردن آن از باطل صرف، که در دو کالبد، یعنی حسین بن علی بن ابی طالب ـ علیه السّلام ـ ـ علیهم السّلام ـ ویزید مصور و مجسم کرده باشد، به خوبی درک می کند که جایگاه زینب ـ سلام الله علیها ـ چیست و می فهمد، زینب ـ سلام الله علیها ـ در آن جریان و واقعه چه کرد و چرا چنین کرد. لذا ابتدا باید معرفت وشناخت نسبت به کار حضرت زینب داشته باشد تا زینب وار برای اسلام تلاش کند.

دقتی هر چند کوتاه، در این واقعه و نقش ماندگار و جاویدان حضرت حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ و زینب کبری ـ سلام الله علیها ـ این حقیقت را روشن می سازد که دین مبین اسلام، هر چند محمدی الحدوث است، امّا حسینی و زینبی البقاء است. چرا که این بزرگواران در جهتی گام نهادند که به مقصدی واحد و اصیل منتهی می گشت. اینان در طی این مسیر، به اندازة دانة خردلی و به قدر مثقال ذره ای، کم کاری نکردند. اینان رسولانی بودند که رسالتی جز آشکار نمودن حق و تبیین آن برای خلق، و حفاظت از آن در برابر آفات، نداشتند و برای رسیدن به این مقصود حتی از جان نیز دریغ نکردند.

نباید چنین فرض شود که زینب ـ سلام الله علیها ـ کاری غیر از حسین ـ علیه السّلام ـ و حسین ـ علیه السّلام ـ کاری غیر از پیامبر اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ کرد، بلکه باید چنین اندیشید و این گونه باور نمود که عملکرد رسول اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ روشنی وجودش، تاریکی کفر را نابود کرد و عظمتش هیبت پوچ شرک را درهم شکست، و انسانیت انسان را برای او جلوه گر نمود. او حقیقت بندگی و بندگی حق را نمایان ساخت. کسی بود که بی وجودش، جاهلیت به خود می بالید و ظلمات کفر بی هویتی را در لباس عصبیت، استمرار می داد.

و حسین ـ علیه السّلام ـ کسی بود که بی وجودش، دین راستین نبی اکرم ـ صلّی الله علیه و آله ـ مظروف هر ظرفی می شد و به هر قالبی در می آمد، و به همه چیز، می ماند جز دین.[1]

امام حسین ـ علیه السّلام ـ با اقدامی مناسب و بجا، چنان بر سر دین دنیا مداران و شریعت معیشت محوران و نفاق منافقان آورد، که دین ناب محمدی ـ صلّی الله علیه و آله ـ، توانست، جانی دوباره بگیرد.

حال اگر زینب ـ سلام الله علیها ـ نبود، وضعیت چگونه بود؟ آیا یاد و نامی از آن گلستان ملکوتی در دشت کربلا، در دلها باقی می ماند؟ آیا بدون زینب ـ سلام الله علیها ـ خزان فراموش آن باغ مینو را در چنگال خود نمی فشرد؟ امّا آن گاه که زینب ـ سلام الله علیها ـ بانگ برمی آورد، جهان غفلت زده و خاموش از نور هدایت و جهانیان غافل از حقیقتی بزرگ، بلکه بزرگترین حقیقت را به خود می آورد، و گمراهی شان را نشانشان می دهد.

زینب بر سر یزید فریاد برآورد که: «ای یزید از این که دنیایت آباد شده است، و امور طبق مراد تو می چرخد و مقام و منصبی را که حق ما خاندان است، در دست گرفته ای، شادمانی؟ اگر چنین تصور باطلی به وجود تو حکمفرما شده است، لحظه ای بیندیش و فکر کن».

او حقیقت بر نیزه شده را چنان شیوا و به جا شرح داد که همه دانستند عاشورا، یعنی گذشتن از مرز شهادت و اسارت و جای گرفتن بر فراز قلة جاودان رسالت، رسالت احیای قرآن و نجات انسان.

عاشورا یعنی نجات قرآن از همة گرایشات الحادی، و محتوای اموی. عاشورا، یعنی نفی همة ستمها، پلیدیها، پستیها و فجورها، ظلمها و حق کشیها، به هر نام و در هر عملکرد.[2] عاشورا، یعنی خواند قرآن از نای محمد ـ صلّی الله علیه و آله ـ در سال 61 هجری. آن هم از بالای نِی (چرا که حسینٌ منّی و انا مِن حسینٍ).عاشورا، یعنی رسالت محمد و ندای عدالت علوی حماسه غدیر.

عاشورا، یعنی.... اگر زینب ـ سلام الله علیها ـ نبود، حرکت حسین ـ علیه السّلام ـ به مقصود نمی رسید، همان حرکتی که مبتنی بر اصلاح امت رسول اکرم[3] و امر به معروف و نهی از منکر[4] بود.

با این اوصاف، مبادا آن روز آید که ما در جنبه و حیطة تکوینی زینب، زینب را تفسیر کنیم و از وادی تن شناسی زینب، بیرون نماییم و وادی زینب شناسی یعنی انسان شناسی را نپیماییم.

زینب ـ سلام الله علیها ـ هر چند تکویناً، زن است، امّا رسالتی را عهده دار است که کمتر مردی را یارای تحمل آن بوده و هست، چرا که رسالت زینب ـ سلام الله علیها ـ، رساندن پیام خون است، خون مقدس حسین ـ علیه السّلام ـ که همیشه جوشان و خروشان است. رسالت زدودن گرد و غبار جهل و ظلمت حیرت از دیدگان مسلمانان است، چنان که رسالت حسین ـ علیه السّلام ـ نیز همین است.[5]

حال که نشانه ای از حسینیان در زمانه پیداست، تنها مولود نشانه ای است که زینب آن را نمایان ساخت.

این زینب بود که اجازه نداد، یزید و یزیدیان و شیعیان آل ابی سفیان (که در زیارت اربعین به خوبی هویت و ماهیت شان آشکار گردیده) «با بازی کلمات، در همان آغاز، این واقعة بزرگ و جریان مستمر تاریخ و فلسفه وجود را تحریف نموده (مقلوب کنند) و مشوه جلوه دهند، (و همو بود که جای جای) کربلا، شام و مدینه را با ایما و اشاره، گفتار و رفتار، سکوت و خروش از تفسیر واقعی و تحلیل صادقانه شهادت، حسین ـ علیه السّلام ـ و عاشورا مملو کرد.

آری امویان، برق شمشیر حسین ـ علیه السّلام ـ را در سخن و زبان (و کردار) زینب ـ سلام الله علیها ـ دیدند و مردم نادان، صدای تکبیر حسین ـ علیه السّلام ـ، در کربلا را از وی می شنیدند و تاریخ هم از دریچة او حسین ـ علیه السّلام ـ را روایت کرده و می کند. و بی شک: زخمة زخمی ترین فریاد در چنگ سکوت  از ترانه نغمه وا می ماند اگر زینب نبود.[6] در جمع بندی از سیره زینب اصولی می توان برای زینبی بودن استنباط کرد:

1- حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ الگویی مخصوص زنان نیست، بلکه او الگوی انسان است، انسانی که سعی دارد، در مسیر مستقیم قدم گذارد.

2- عملکرد زینب، برخواسته از اصول مترقی اسلام است که نشان دهندة عقل شناخت و آگاهی ایشان از اصول و ارزشهای رفیع این آیین می باشد.

او همواره، خدا را در دل داشت و بر زبان جاری می کرد و با ارکان، این حضور را نمایان می ساخت. او هیچ گاه عالم را خارج از محضر خدا نمی دید. به همین دلیل بود که درجواب عبیدالله بن زیاد که حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ را مورد خطاب قرار داده بود و گفته بود: «خدا را ستایش می کنم که شما را رسوا کرد، نابود ساخت و دروغ بودن وضع شما را بر همگان آشکار ساخت».[7]ایمان خود را به صورت فریادی بسان پتک، در فضای مجلس بر سر عبیدالله فرود آورد که: «الحمدلله الّذی اکرمنا نبیه محمدٍ و طهّرنا من الرّجس تطهیراً»[8] و در مقابل لحن مکارانة او که پرسید «راستی رفتار خدا را با برادر و اهل بیت خود چگونه یافتی؟» با لحنی رضایت مندانه و با شجاعت، پاسخ داد: «ما رأیت الّا جمیلاً».[9]

3- زینب ـ سلام الله علیها ـ با صبر پیوندی ناگسستنی داشت، چرا که برای انجام چنین رسالت خطیر و مهمی، صبر و استقامت از جمله شروط لازم به شمار می رود. چرا که خوب می دانند که «ان الله مع الصّابرین».[10]

4- هر زمان و تحت هر شرایطی، احقاق حق و دفاع از آن بر هر مسلمانی واجب است، هر چند تحت شرایط گوناگون، شیوة دفاع و احقاق حقوق، تفاوت می کند. چنان که حسین بن علی ـ علیه السّلام ـ با خون از این مسیر عبور کرد و حضرت زینب ـ سلام الله علیها ـ و حضرت سجاد ـ علیه السّلام ـ با سخن و کلام.

5- زینب خود می دانست که تکالیف الهی، هیچ کدام در تعارض و تزاحم با یکدیگر نمی باشند. او به خوبی نشان داد که هم باید تکالیف اصلی و همیشگی را فراموش نکرد و هم نباید از تکالیف فعلی غافل ماند. ایشان از آن جا که تکویناً «زن» بود، هیچ گاه حفظ حجاب را (که از تکالیف اصلی زنان است) رها نکرد و به بهانه احقاق حق و دفاع از آن، از پردة حجاب بیرون نیامد، بلکه با همان حجاب بود که توانست، حقوق پایمال شده اهل بیت ـ علیهم السّلام ـ را باز ستاند و ظالمان را رسوا سازد. در اندیشة زینب و زینبیان، (هدف، وسیله را توجیه نمی کند) بلکه او تنها از ابزار مشروع برای انجام تکالیف خویش استفاده می کرد. او برای احقاق حق، تضییع حقی نمی کرد.

پس زینبی بودن، نه مخصوص زنان است، که مردان نیز باید زینبی باشند و الا یزیدی هستند، زیرا زینب ـ سلام الله علیها ـ بعد از حسین ـ علیه السّلام ـ مظهر حق است و یزید مظهر طاغوت و امری بین این دو نیست، هر که زینبی فکر کرد و عمل نمود، حق است و هر که زینبی فکر نکرد و عمل ننمود ناحق است.

در زمانة ما، مردی که زینب وار پرچم حسینی را بر دوش می کشد، «ولی فقیه» است، و هر که در مقابل او پرچمی بردارد، علمدار یزید است. این چنین است که امام راحل(ره) فرمودند: «پشتیبان ولایت فقیه باشید، تا آسیبی به مملکت شما نرسد». حال اگر ولایت فقیه محور حق در زمانة ما نبود، آیا امام (ره) چنین توصیه ای می فرمودند؟

پی نوشت ها


[1] نگاهی فلسفی به جریان عاشورا، سجاد چوبینه، انتشارات ابرار، قم، ص 90.

[2] قیام جاودانه، محمد رضا حکیمی، دفتر نشر فرهنگ اسلامی، ص 97.

[3] انّما خرجت لطلب الاصلاح فی امّة جدّی؛ بحار، ج 44، ص 329.

[4] اریدُ ان آمر بالمعروف و انهی عن المُنکر؛ همان.

[5] و بذل مهحته فیک لیستنقد عبادک من الجهالة و حیرة الضّلالة؛ مفاتیح الجنان، زیارت اربعین.

[6] نگاهی فلسفی به جریان عاشورا، سجاد چوبینه، ص 76.

[7] مقتل الحسین، ج 2، ص 42.

[8] همان.

[9] همان.

[10] همان.

منبع  andisheqom.com ,


٠٩:١٤ - دوشنبه ٢٤ دی ١٣٩٧    /    عدد : ٦٧٨٧٩    /    تعداد نمایش : ٣٤٣


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 90864
 بازدید امروز : 90
 کل بازدید : 1834165
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 1.13
تقویم
اوقات شرعی

پنج شنبه ١٤ اسفند ١٣٩٩