اخبار > سرّ خونخواهي فعلي از قاتلان سالار شهيدان (ع)
 


  چاپ        ارسال به دوست

سرّ خونخواهي فعلي از قاتلان سالار شهيدان (ع)

 

از دستورهاي ديني ما بر مي آيد كه ما نهضت سالار شهيدان را بايد دائماً زنده نگه بداريم. زيرا در اين مراسم به يكديگر مي گوئيم: أعظم الله اجورنا و اجوركم ب مصاب نا ب الحس ين (ع) و جعلنا و ا يّاكم م ن الطّال بين ل ثار ه (1). اين شعار رسمي ما مسلمانهاست كه در دو بخش خلاصه مي شود؛ يكي اينكه اين عزاداري هائي كه اقامه مي كنيم و بايد اقامه بكنيم مقبول خداي سبحان باشد كه اين صبغه عبادي دارد. دوّم صبغه جهادي است، يعني خداوند آن توفيق را به ما بدهد كه ما خونبهاي حسين بن علي را بگيريم؛ » ثار » يعني خونبها، نه يعني خون ! آن توفيق را خدا به ما عطا كند كه اهل قيام و مقاومت باشيم و خونبهاي حسين بن علي را بگيريم؛ اين شعار رسمي ماست.
جمله اوّل معنايش روشن است؛ اقامه عزاي حسين بن علي عبادت است، بايد از مال حلال باشد، قصد قربت باشد، از خدا بخواهيم كه اين را اقامه كنيم و خدا هم از ما بپذيرد؛ اين معناي جمله اوّل. امّا جمله دوّم يعني چه ؟ ما از خدا مي خواهيم كه توفيقي به ما بدهد كه خونبهاي حسين بن علي را بگيريم. جريان كربلا يك عدّه قاتليني داشت، يك عدّه اي به عنوان توّابين بعدها قيام كردند وعدّه اي از قاتلان كربلا را به عذاب أليم گرفتار كردند، كشتند؛ عدّه اي هم به عذاب الهي مردند، فعلاً كسي از آنها روي زمين نيست. اينكه از خدا بخواهيم ما را طالب خونخواهي حسين بن علي قرار بدهد يعني چه ؟ اين يك سئوال. سئوال دوّم اين است كه به ما چه ؟ من قت ل مظلوماً فقد جعلنا ل ول يّ ه سلطاناً (2). هر كس كشته شد، بازمانده هاي آنها خونبها طلب دارند؛ به ما چه ! ما خونبها طلب داريم ؟ اين دو تا سئوال در اين شعار رسمي ما شيعه ها مطرح است.
پاسخ سئوال اوّل اين است كه جريان حسين بن علي به شخصيّت حقوقي او بر مي گردد، نه شخصيّت حقيقي او ! حسين بن علي از آن جهت كه يك شخص حقيقي است، فرزند علي بن أبيطالب است، مانند سائر فرزندان امير المؤمنين (ع) يك انسان متعارفي است كه مانند افراد ديگر محكوم كلّ نفس ذائ قه الموت (3) است. يك شخصيّت حقوقي دارد به نام امامت؛ آن ظالمان با خود حسين بن علي از آن جهت كه يك شخص عادي بود در نبرد نبودند، به عنوان اينكه او فرزند پيغمبر است و داعيه امامت دارد در نبرد بودند. پس بنابراين دشمن ها با امامت درگير بودند، نه با شخص امام.
وجود مبارك أبي عبدالله هم در جريان مدينه نفرمود وقتي يزيد حاكم شد، بايد فاتحه اسلام را خواند ! فرمود: و علي الا سلام السّلام ا ذ بل يت الامّه ب راع م ثل يزيد (4). جريان يزيد تمثيل است نه تعيين؛ يعني خصوصيتي براي يزيد نيست، هر كه يزيدي فكر مي كند؛ خصوصيتي براي حسين بن علي (ع) نيست، هر كسي داراي مقام امامت است. خود أبي عبدالله فرمود: وقتي حاكم يك عدّه اي مثل يزيد شد، نظير آنچه كه در جريان اخير شما در تونس و مصر و ليبي ديديد، در يمن و بحرين و در بخشي از عربستان مي بينيد؛ اين است. فرمود: اگر مثل يزيد بر مردم حاكم بشود، ديگر اسلامي نمي ماند. بنابراين روي اين دو نكته؛ يكي اينكه شخصيّت حقوقي حسين بن علي (ع) به امامت بر مي گردد، دوّم اينكه وجود مبارك حضرت وظيفه همه مسلمانها را تا روز قيامت مشخص كرد كه اگر حاكمي مثل يزيد شد، نبايد ساكت نشست. ايشان روي اين دو جهت، يعني امامت و حق طلبي، شهيد شد.
لزوم حقّ خونبها جهت فرزندان معنوي اهل بيت (ع)
امّا به ما چه كه طالب خونبهاي او باشيم ! براي اينكه ما فرزندان حسين بن علي هستيم، پدر ما را كشتند. زيرا وجود مبارك پيغمبر (ص) فرمود: انا و عل يأ ابوا هذ ه الامّه (5)، من و علي بن أبيطالب پدر اين امتيم. به همه اعلام كردند، فرمودند: مردم! شما يك پدر و مادر طبيعي داريد كه اسمشان در شناسنامه شما هست، يك پدر و مادر ملكوتي داريد؛ بيائيد فرزندان ما بشويد، ما شما را به عنوان فرزندي قبول داريم. ما هم گفتيم چشم، شديم فرزند اينها ! شيعه شديم، اينها را به عنوان امامت قبول كرديم. پس اگر پدر ما را شهيد كرده اند، ما تا روز قيامت خونبها مي طلبيم: و جعلنا و ا يّاكم م ن الطّال بين ل ثار ه .اينكه مي بينيد همه در اين ايام، مخصوصاً روز عاشورا اينجور سر و سينه مي زنند، براي اين است كه پدر اينها را شهيد كرده اند ! بنابراين اينها پدران مايند؛ وقتي پدر ما را شهيد كردند، تا روز قيامت ما طالب خونبهائيم. پس اين شعار رسمي كه وظيفه ماست در ايام عزاداري به يكديگر بگوئيم: أعظم الله اجورنا و اجوركم ب مصاب نا ب الحس ين (ع) و جعلنا و ا يّاكم م ن الطّال بين ل ثار ه ، روي اين جهت است؛ و شكر هم بكنيم كه ما فرزند صالحي هستيم، ن شآء الله.
احرام عمره مفرده، قصد اصيل امام حسين (ع)
مطلب بعدي آن است كه وجود مبارك سيّدالشهداء از همان اوّل كه از مدينه حركت كردند، مي خواستند به مكه بيايند، به قصد عمره مفرده حركت كردند، نه عمره تمتّع ! در مقتل ها اينچنين آمده كه حضرت حج تمتّع را به عمره مفرده تبديل كرد، اينچنين نبود ! آنچه در كتاب هاي فقهي ما، در روايات معتبر ما هست اين است كه از اوّل وجود مبارك حضرت سيّدالشهداء (ع) به قصد عمره مفرده حركت كرده. در عمره مفرده، سخن از حج مطرح نيست؛ از همان اوّل مي دانست كه نبايد به عرفات و مشعر و منا برود، منايش جاي ديگر است ! لذا روز هشتم كه حاجيان در روز ترويه زمينه را فراهم مي كردند كه بروند طرف عرفات، وجود مبارك حضرت آن سخنراني رسمي را ايراد كرد و به طرف كوفه و كربلا حركت كرد.
اقسام سه گانه » جهاد »
جهاد 3 قسم است، هجرت 3 قسم است؛ وجود مبارك سيّدالشهداء (ع) هر 3 قسم را داشت. بعضي ها 2 قسم را داشتند، بعضي ها 1 قسم را. يك جهاد اصغر هست، يك جهاد اوسط هست و يك جهاد اكبر. يك «هجرت صغري » هست، يك «هجرت وسطي » هست، يك » هجرت كبري »؛ شريعت و امثال اينها هم همين طور است.جهاد اصغر اين است كه انسان با دشمن بجنگد، نظير همين دفاع مقدّس 8 ساله كه در اينجا آنچه كه كاربرد دارد » آهن » است.
در جهاد اوسط انسان با نفس و هوس مي جنگد، آنجا آهن كاربرد ندارد، « آه » كاربرد دارد، ناله و گريه كاربرد دارد. شما در دعاي كميل مي خوانيد: و س لاحه البكاء. يعني خدايا ! ما در نبرد با نفس وهوس و هوا، در نبرد با شيطان تنها اسلحه مان گريه است ! انسان مغرور است كه فريب مي خورد، انسان متواضع و فروتن كه فريب نمي خورد ! اسلحه ما در جهاد اوسط گريه و ناله به درگاه خداست. ببينيد بسياري از اين پرونده هاي چند ميليوني درمحاكم ريشه در همين خودخواهي ها دارد ! يك وقت است يك كسي يك حرف تندي به ما زد، اگر يك لحظه ما تحمّل بكنيم؛ ديگر به پرونده و ساليان متمادي به دستگاه قضائي نمي كشد؛ او هم بعد شرمنده مي شود، مي آيد عذر خواهي مي كند ! در مسائل خانوادگي همين طور است، در مسائل همسايگي اين طور است، بين مالك و مستأجر اين طور است، بين راننده ها و موتور سوارها اين طور است؛ يك مختصر گذشت باشد، مسأله حل است.
جهاد اكبر مال كسي است كه مرز جهاد اوسط را گذرانده؛ يعني آدمي است عادل، متّقي، وارسته، اهل نماز شب، پاك، منزّه، اهل بهشت؛ ولي مي خواهد وارد حوزه جهاد اكبر بشود.جهاد اكبراين است كه انسان تلاش و كوشش بكند اينجا كه هست، بهشت را ببيند، جهنّّم را ببيند؛ نه بهشتي بشود ! اگر كسي تلاش و كوشش اش اين است كه بهشتي بشود، اين در جهاد اوسط است؛ اين در مسأله اخلاق است، اين در تهذيب نفس است. امّا اگر تلاش و كوشش اش اين است كه جهنّم را ببيند، بهشت را ببيند؛ اين جهاد اكبر است.
عزيمت اصحاب امام حسين (ع) در شب عاشورا از
( جهاد اوسط ) به ( جهاد اكبر )
سيّد الشهداء (ع) در شب عاشورا فرمود: مردم ! اينجا غير از مرگ خبري نيست، من به شما بگويم. نه ما اهل صلحيم، نه آنها كوتاه مي آيند ! هر كس باشد، كشته مي شود؛ مبادا بگوئيد ما نمي دانستيم ! اين يك مطلب. من هم امام زمان شمايم، بيعت را از گردن شما برداشتم؛ الآن هم شب است، مي خواهيد برويد، برويد؛ اين دو نكته.
در شب عاشورا بعد از اينكه فرمود: مردم ! مطمئن باشيد اينجا غير از مرگ خبري نيست و اينها با من كار دارند، با شما كاري ندارند؛ شما اگر برويد، آزاديد؛اوّل كسي كه قيام كرد و گفت: ممكن نيست دست از شما برداريم، وجود مبارك قمر بني هاشم، عباس بن علي (ع) بود؛ اوّل او قيام كرد، بعد سائر شهداء هر كدام به نوبه خود عرض ادب كردند، گفتند: دست بردار نيستيم. قاسم عرض كرد: فردا مرا مي كشند ؟ فرمود: مرگ را چگونه مي يابي ؟ عرض كرد: احلي م ن العسل. فرمود: بله، فردا تو را هم شهيد مي كنند.
بعد از اينكه اتمام حجت شد و معلوم شد كه اينها جهاد اصغر را پشت سر مي گذارند، جهاد اوسط را پشت سر گذاشتند، از آن به بعد اينها را وارد « جهاد اكبر» كرد و در شب عاشورا جاي اينها را در بهشت نشان شان داد. بنابراين جهاد اكبر اين نيست كه آدم ايمان داشته باشد بهشتي هست، جهنّمي هست ! جهاد اكبر اين است كه آنقدر تلاش و كوشش بكند در مال حلال، فكر حلال، غذاي حلال، نماز شب، طهارت روح كه جز خدا نينديشد، تابتواند جهنّم و بهشت را ببيند.
لزوم برگزاري با عظمت عزاداري سالار شهيدان (ع)
ايام عزاداري را با عظمت و جلال برگزار كنيم. عزاداري و گراميداشت جريان نهضت كربلا از مهمترين اركان دين ماست، براي اينكه او حفظ كرده ! گرچه صداي كربلا به خوبي به مصر و تونس و اينها نرسيد، امّا هر بركتي كه الآن شما در خاورميانه مي بينيد محصول اين كار است. تا اين خون هست، تا اين نام هست؛ مبارزه با ظلم هست، مبارزه با ستم هست، بيداري مسلمانها هست. تلاش و كوشش كنيم كه اين عزاداري را با جلال و شكوه برگزار كنيم. چيزي كه از عظمت اين عزاداري كم مي كند، چيزي كه از جلال و شكوه اين عزاداري كم مي كند؛ نه آن حرف ها را بزنيم، نه آن ابزار را به همراه داشته باشيم، نه آن حركت ها را امضاء بكنيم ! يك كاري بكنيم، حرفي بزنيم، عزاداري اي بكنيم كه واقعاً يكي از اين جهادهاي 3 گانه را به همراه داشته باشد.
بيانات حضرت آيت الله جوادي آملي (دامت بركاته) در جلسه درس اخلاق در ديدار با جمع كثيري از طلاب،فضلاء، دانشجويان و اقشار مختلف مردم،قم ؛بنياد بين المللي علوم وحياني اسراء ـ 10/ 9/ 1390
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
(1) وسائل الشيعه/ 14/ 509 (2) اسراء/ 33 (3) انبياء/ 35
(4) بحار الأنوار/ 44/ 326 ؛ مقتل خوارزمي/ 1/ 185
(5) بحار الأنوار/ 16/ 364


٠٧:١٦ - يکشنبه ٣ دی ١٣٩١    /    عدد : ٣٨٧٥٠    /    تعداد نمایش : ١٠٨٧


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 26743
 بازدید امروز : 146
 کل بازدید : 1829826
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 1.61
تقویم
اوقات شرعی

پنج شنبه ٠٧ اسفند ١٣٩٩