اخبار > حواریون حضرت عیسی (علیه السلام)
 


  چاپ        ارسال به دوست

سه شنبه 5 دی 1391 / 11 صفر 1433 / 25 دسامبر 2012

حواریون حضرت عیسی (علیه السلام)

 


ویژگى رسولان

اكثر حواریون حضرت عیسى(علیه السلام) ماهى گیرانى فقیر، بدون آگاهى و فصاحت و خالى از هر گونه دارایى دنیوى و سلطنت جهانى بودند،هرچند شاگردان خاص حضرت عیسى به شمار مى آمدند، اما در زمان حیات وى، افرادى «بى ادراك»، «بى ایمان» و «سست دل» معرفى شده بودند. در عین حال، پس از عروج حضرت عیسى(علیه السلام) از ناحیه ى «روح القدس» هدایت یافته و بر هدایت دیگران قادر شدند: همه از روح القدس پر گشته، به زبان هاى مختلف، به نوعى كه روح، به آنان تلفّظ بخشید، شروع به سخن گفتن كردند. توماس میشل، كشیش معاصر معتقد است: رسولان در زمان عیسى(علیه السلام) باور داشتند كه وى همان مسیحایى است كه یهود در انتظار او به سر مى بردند و خدا او را براى نجات بشر فرستاده است. اما پس از مرگ مسیح آنان در بن بست فكرى قرار گرفتند و گمان كردند كه معلم ایشان در رسالت خود ناكام مانده است، اما دیدار مسیح(علیه السلام) پس از رستاخیز وى به تردیدهاى آنان پایان داد. مشاهده ى مسیح به صورت فردى و گروهى تا چهل روز پس از مرگ وى ادامه داشت و پس از آن عیسى براى همیشه از نظر آنان پنهان شد. در این زمان مشكل بزرگ رسولان ناآشنایى آنان با وظایف خود بود. ده روز پس از غیبت عیسى(علیه السلام) این مشكل هم از میان برداشته شد و پرتو روح القدس، تردید آنان را از میان برد و آنان را به انجام رسالت قدرت داد. در زمان حیات حضرت عیسى، مأموریت رسولان تبلیغ در میان بلاد اسرائیلى بود: این دوازده تن را عیسى فرستاد و به ایشان وصیت كرده و گفت: از راه امت ها نروید و در بلدى از سامریان داخل مشوید، بلكه نزد گوسفندان گم شده ى «اسرائیل» بروید، و چون مى روید موعظه كرده، بگویید كه ملكوت آسمان نزدیك است. اما پس از عروج و رستاخیز وى، مأموریت تبلیغى گسترده اى براى رسولان در میان تمامى امم در دستور كار قرار گرفت. حضرت عیسى به ایشان فرمود: پس، بروید و همه ى امت ها را شاگرد خود سازید و ایشان را به نام اب و ابن و روح القدس تعمید دهید.

حواریون در قرآن

در قرآن مجید در سه مورد به صراحت از حواریون حضرت عیسى(علیه السلام)یاد شده است. در یك جا آمده است:و یاد كن هنگامى را كه به «حواریون» وحى كردم كه به من و فرستادگانم ایمان آورید. گفتند: ایمان آوردیم و گواه باش كه ما مسلم هستیم. بعضى از مفسران قرآن با توجه به ارتباط وحیانى حواریون با خداوند، احتمال پیامبر بودن تمام آنان را مطرح كرده اند: از مجموعه قرائن ذكر شده در آیات كریمه و روایات، استفاده مى شود كه تمامى حواریون مقام نبوت داشته اند. اگر حواریون پیامبر نبوده باشند، وحى در آیه ذكر شده را به «وحى الهامى» تفسیر مى كنیم ولى به هر حال دلالت بر مرتبت ویژه ى آنان دارد. در جاى دیگر از قرآن مجید به تجدید پیمان حواریون با حضرت عیسى(ع)، پس از احساس انحرافاتى در میان بنى اسرائیل، اشاره شده است. آیه اى از قرآن نیز به تبلیغ رسولان اشاره كرده است.

پطرس

از دیدگاه مسیحیان پطرس در میان رسولان اولین كسى است كه به حضرت عیسى(علیه السلام) ایمان آورد، و نیز نخستین كسى كه به افتخار رؤیت آن حضرت پس از برخاستن از قبر نایل آمد، و نیز كسى كه از طرف حضرت عیسى(علیه السلام) مأمور هدایت مردم و استوارى رسولان دیگر شده بود و بر آنها برترى داشته است، پطرس حوارى است. از عبارت انجیل برمى آید كه پطرس جانشین حضرت عیسى در امور ظاهرى و معنوى و بزرگ ترین حوارى آن حضرت است: و به تو مى گویم كه تو پطرس هستى و من بر این صخره -پطرس -كلیساى خود را بنا مى كنم و نیروهاى مرگ هرگز بر آن چیره نخواهند شد و كلیدهاى پادشاهى آسمان را به تو مى دهم. آن چه را كه تو در زمین منع كنى در آسمان ممنوع خواهد شد و هر چه را كه در زمین جایز بدانى در آسمان جایز دانسته خواهد شد. از عبارت فوق به خوبى مى توان «ولایت تكوینى» پطرس را برداشت نمود. هم چنین از كلمات حضرت عیسى(علیه السلام) كه به پطرس فرمود: «به بره هاى من خوراك بده» و «از گوسفندان من پاس دارى كن». معلوم مى شود كه حضرت عیسى(علیه السلام) دو وظیفه ى «رهبرى امت مسیحى» و «مرجعیت دینى آنان» را به پطرس سپرده بود.

پولس (Paul)

پولس، شخصیتى كه بعدها بزرگ ترین رسول مسیحیت نام گرفت، چند سال پس از میلاد مسیح، در شهر «طرسوس» در خانواده اى یهودى متولد شد. درجوانى، چند سال در بیت المقدس سكنى گزید و به تحصیل كتاب مقدس و فراگیرى اعتقادات یهود، نزد «غمالائیل» (گامالائیل)، كه برجسته ترین عالم یهودى بود، پرداخت و بدین ترتیب در شهر طرسوس از فرهنگ یونانى بهره برد و در بیت المقدس، فرهنگ یهودى را كسب كرد و از این دو فرهنگ در شكل دادن به عقاید خود بسیار استفاده كرد. اولین بار، نام وى در كتاب مقدس، در داستان شهادت «استیفان» كه برگزیده ى حواریون بود، آمده است. پولس در زمره ى مخالفان وى و دست اندركار شكنجه ى او بود. پس از شهادت استیفان، پولس با اخذ فرمانى از مجمع یهودیان اورشلیم، براى آزار نوایمانان مسیحى و دست گیرى آنان براى محاكمه در اورشلیم، به سمت «دمشق» حركت كرد. در اثناى همین سفر بود كه به گفته ى نویسنده ى كتاب اعمال رسولان حادثه اى عجیب براى پولس رخ مى دهد كه منجر به ایمان آوردن او مى شود: هنوز به دمشق نرسیده بود كه ناگهان نزدیك شهر، نورى از آسمان در اطراف او تابید. او بر زمین افتاد و صدایى شنید كه مى گفت: «اى شائول، چرا بر من جفا مى كنى؟» شائول پرسید: «خداوندا تو كیستى؟» پاسخ آمد: «من عیسى هستم. همان كسى كه تو بر او جفا مى كنى. ولى برخیز و به شهر برو و در آن جا به تو گفته خواهد شد كه چه باید بكنى. » در این هنگام هم سفران شائول خاموش ماندند، زیرا گر چه صدا را مى شنیدند ولى كسى را نمى دیدند. پس از این حادثه پولس حامى دین جدید شد. وى سه سال از عمر خود را در بلاد عرب و دمشق گذراند و پس از آن به دیدار پطرس در اورشلیم رفت و سپس به انطاكیه روى آورد و در نهایت این شهر را مركز تعلیمات خود قرار داد. در طول سالیان متمادى به شهرهاى مختلف از آسیا تا اروپا مسافرت و تعلیمات خود را ابلاغ مى كرد و در این راه سختى هاى زیادى را تحمل كرد و سرانجام به قتل رسید. آموزه هاى پولس از دو نظر با تعالیم حواریون فرق داشت:
1.در بعد عملى انجام شریعت یهود را براى غیریهودیان لازم نمى دانست. این نكته باعث بروز اختلاف شدید و مباحثات و مناظرات طولانى بین وى و پطرس گردید و نهایتاً قرار بر این شد كه پطرس رسول یهودیان باشد و پولس رسول غیریهودیان. در حالى كه حضرت عیسى(علیه السلام)صریحاً پطرس را جانشین خود قرار داده بود و او و سایر حواریون تأكید زیادى بر انجام شریعت داشتند.
2.در بعد عقیدتى نیز الهیات خاصى را تعلیم مى دهد كه در آن عیسى(علیه السلام) به مقام «الوهیت» نایل مى شود. پولس خود منشأ افكارش را الهام مستقیم و كشف مى داند; منتهى سؤالى كه پیش مى آید این است كه چرا مطالبى كه حضرت عیسى(علیه السلام) به او الهام مى كند، خلاف مطالبى است كه براى حواریون گفته است؟!
برخى از محققان این گونه پاسخ داده اند: از آن جا كه امپراطورى بزرگ روم ( كه یهودیه بخش كوچكى از آن بود) از كشورها و شهرهاى مختلف با ادیان گوناگون تشكیل شده بود كه به جز یهودیان كه اغلب در یهودیه زندگى مى كردند، بقیه مشرك بودند و افكارى عجیب و غریب داشتند، پولس پس از ادعاى ملاقات با مسیح و شروع به تبلیغ یا باید به یهودیه مى رفت و یهودیان را به مسیحیت دعوت مى كرد و یا باید به سراغ مشركان مى رفت و براى آنان تبلیغ مى نمود. پولس راه دوم را برگزید چون در یهودیه اولاً حواریون حضرت عیسى حضور داشتند و دیگر جایى براى او نبود; و ثانیاً، چون قبلا مسیحیان را اذیت كرده بود به او با شك و تردید نگاه مى شد. پس او به سراغ غیریهودیان مى رفت و به تبلیغ مى پرداخت اما نه آن مطالبى را كه حضرت عیسى فرموده بود بلكه براى جذب امت هاى غیریهودى دو كار كرد: نخست آن كه مسیحیت را به گونه اى به ایشان عرضه كرد كه بسیار راحت باشد; و لذا شریعت موسوى را حذف كرد; و دوم آن كه مسیحیت را به گونه اى عرضه كرد كه براى مشركان قابل فهم و پذیرش باشد; لذا افكار مشركان را مى پذیرفت و به آنها شكل مسیحى مى داد. از آن جا كه به شهرهاى مختلف كه ادیان گوناگونى داشتند سفر مى كرد و در هر جا فكر تازه اى را مى پذیرفت، از این افكار مجموعه اى به وجود آمد كه مسیحیت كنونى را تشكیل مى دهد كه با دین مادر، یعنى یهودیت، اختلاف بسیار دارد. و از این جا بود كه مطالبى چون: «گناه ذاتى»، «الوهیت مسیح»، «تجسّد خدا»، «پسر خدا بودن مسیح كه براى قربانى به زمین آمده است تا صلیب شود و كفاره ى گناه ذاتى انسان شود»، كه در ادیان ابتدایى و بت پرستى امم گذشته ریشه داشت به مسیحیت راه یافت و جزء تعالیمى گردید كه به تأثیر روح القدس توسط پولس به عنوان دین جدید، یعنى مسیحیت، نازل شده است. پولس تا یك قرن پس از مرگش تقریباً فراموش شد، اما هنگامى كه نخستین نسل هاى مسیحى از میان رفتند و روایات شفاهى حواریون شروع به محو شدن كردند، هنگامى كه صدها گونه رفض و بدعت، روح مسیحیت را بر هم زد، «رساله هاى پولس» چهارچوبى فراهم كرد تا نظامى باثبات شكل گیرد و جماعات پراكنده را به صورت كلیسایى مقتدر گرد هم جمع كند. جان بى ناس مى نویسد: ولس حوارى را غالباً دومین مؤسس مسیحیت لقب داده اند. مسلماً او در این راه جهاد بسیار كرد و فرقه ى طرف داران اصول و شرایع موسوى را مغلوب ساخت. ولى اهمیت او بیشتر از این جهت است كه وى اصول لاهوت و مبادى الوهى خاصى به وجود آورد كه سبب شد نصرانیت عالم گیر شود. از این جهت، پولس بزرگ ترین خدمت را در تحوّل غربى انجام داده است. او صریحاً اعلام كرد كه دیگر عمل «ختان» وجوب ندارد، و هم چنین رعایت حلال و حرام در طعام و شراب ضرورى نیست و افراد بشر را نباید به نجس و طاهر تقسیم كرد.
منبع: www.tahoordanesh.com


١١:٣٠ - سه شنبه ٥ دی ١٣٩١    /    عدد : ٣٨٨٧٢    /    تعداد نمایش : ٩٧٥


برای این خبر نظری ثبت نشده است
نظر شما
نام :
ايميل : 
*نظرات :
متن تصویر را وارد کنید:
 

خروج




آمار بازدید
 بازدید این صفحه : 11119
 بازدید امروز : 405
 کل بازدید : 1836217
 بازدیدکنندگان آنلاين : 1
 زمان بازدید : 1.04
تقویم
اوقات شرعی

دوشنبه ١٨ اسفند ١٣٩٩