درس تربیت در محیط خانوادگی، حجت‌الاسلام‌والمسلمین مجتبی تهرانی، قسمت ششم
تعداد بازدید 39 || تاریخ 1396/08/11

بسم‌الله الرحمن الرحیم

حجت‌الاسلام‌والمسلمین آیت‌الله مجتبی تهرانی

موضوع: تربیت در محیط خانوادگی

قسمت ششم

 

 رُوِیَ عَن رَسولِ الله (صلّی الله علیه و آله و سلّم):

  « إِنَّ الغَیرَةَ مِنَ الایمانِ[1] » غيرت از آثار ايمان است.

 

 مروري بر مباحث گذشته

 بحث ما در باب غیرت بود و به بحث تربیت کشیده شد. جهتش هم این بود که غیرت از محبت نشأت گرفته است و این محبت اقتضا می‌کند که انسان در محیط‌هایی که مسئله محبت مطرح است، در کنار آن غیرت داشته باشد. بعد هم مسئله تربیت از غیرت نشأت می‌گیرد. اولین و مؤثرترین محیطی که انسان در او ساخته می‌شود، محیط خانوادگی است و مهم‌ترین و تأثيرگذارترين نقش‌ها بر روی فرزند، نقش پدر و مادر است که والدين کمال تأثیر را بر روي فرزند خوددارند. جلسه گذشته نيز تربيت را از دیدگاه مباحث اخلاقی معنا کردم که تربیت عبارت است از: آموزش رفتاری و گفتاری به مناسبت هم روایتی را از پیغمبر اکرم مطرح کردم كه آن را برای آن‌کسانی كه این مباحث را تعقیب می‌کنند، تذکّر می‌دهم.

 روایتی را که جلسه گذشته من مطرح کردم، روایتی از پیغمبر اکرم(صلّي الله عليه و آله و سلّم) بود که عبدالله بن عباس آن را نقل کرده است. این روایت را من از وسائل الشيعة، احکام عِشرت، باب یازدهم، حدیث چهارم نقل کردم، که «قیل یا رسول‌الله: أَیُّ الجُلَساءِ خَیرٌ؟ قال: مَن تُذَکِّرُکُمُ اللهَ بِرؤیَتِه وَ یَزیدُ فی عِلمِکُم مَنطِقُه وَ یُرَغِّبُکُم فِی الآخرَةِ عَمَلُهُ[2] ».

 

 این روایت در بحارالانوار، جلد 74، حدیث 18 هم آمده است - البته در چند جلد ديگر بحار مانند جلد 71 هم هست- جابر بن عبدالله انصاری از پیغمبر اکرم نقل می‌کند، که ايشان فرمود: « وَ قال الحَواریّون لِعیسی: لِمَن نُجالِس؟ فَقال: مَن یُذَکِّرُکُمُ الله رُؤیَتُه وَ یُرَغِّبُکُم فِی الآخِرَةِ عَمَلُه وَ یَزیدُ فی مَنطِقِکُم عِلمُهُ[3] »

 حواریون از حضرت عیسی می‌پرسند: ما با چه کسی مجالست كنيم؟ یعنی با چه كسي رابطه تنگاتنگ داشته باشیم؟ آن‌ها می‌پرسند و حضرت پاسخ می‌دهد.

 در کنزُ العُمّال هم اگر مراجعه کنید، در چهار جای آن آمده است؛ عامه و خاصه هم اين روايت را نقل می‌کنند. من غرضم این است كه اين روايت یکی نيست. شايد عبارات مختلف باشد - حالا تقدّم و تأخّر و این تفاوت‌های جزئي مدخلیّت ندارد- اساس کار در همه‌شان سه چیز است؛ مسئله دیداری، شنیداری و کرداری.

 در بحث تربیت اولاً ما به‌طور غالب رابطه‌ای تنگاتنگ‌تر از رابطه پدر و مادر با فرزند نداریم. دوم، این رابطه تنگاتنگ هم در یک مقطع زمانی خاص است که روح طفل ازنظر اثرپذیری در آن مقطع، هم سریع‌تر و هم عمیق‌تر است.

 

 آيا تربيت كردن نياز به‌قصد تربيت دارد؟

 سوم، بحث این جلسه است. در باب تربیت یک مسئله‌ای مطرح است که این روایات هم گویای همین است. و آن اینکه: آیا تربیت از عناوین قصدیّه است؟ یعنی در تربيت، قصد و نیّت مدخلیّت دارد تا اينكه تحقق پیدا کند یا نه؟ یک سنخ از امور است که در آن‌ها تا نیّت نکنی در خارج تحقق پیدا نمی‌کند؛ مثل عبادات. نماز را تا نیّت نکنی، نماز نیست. خم و راست شدن را نماز نمی‌گویند. گاهی درگذشته راجع به فلسفه عبادات و راجع به نماز می‌گفتند: نماز، ورزش صبحگاهی و شبانگاهی است. این‌ها تا این اندازه از معارف دورند و با آن اجنبی هستند!! درباره‌ی روزه هم تا نیّت نکنی "روزه" تحقق پیدا نمی‌کند. نیّت رکن نماز است، نیّت رکن روزه است. این‌ها اموری هستند که نیّت و قصد در تحقق آن‌ها مدخلیّت دارد. لذا میگوییم از عناوین قصدیّه هستند و نیّت، رکن آن‌هاست.

 

 نفسِ عمل تأثير تربيتي می‌گذارد؛ نه عمل همراه با نيّت

 اما یک سنخ امور هستند که از عناوین قصدیّه نیست و نیّت نقشی در آن‌ها ندارد. چه نیّت بکنی، چه نیّت نکنی، تحقق پیدا می‌کند؛ مثل آموزش. ما میگوییم وقتي مربّی می‌خواهد كسي را تربيت كند آيا بايد قصد تربیت داشته باشد یا لازم نيست؟ در این روایات که سؤال شده بود، با چه کسی رابطه تنگاتنگ داشته باشم؟ سه خصوصیت مطرح شد؛ یکی دیداري، يكي شنیداری و بعد هم مسئله گفتاری-و مسئله رفتاری و کرداری را هم بعداً میگوییم- و اصلاً به اینکه نیّت بکند يا نکند، کار ندارد. یعنی با یک کسی رابطه تنگاتنگ پیدا کن که پیکره او را ببینی اثر داشته باشد. حالا او می‌خواهد این پیکره‌اش را ساخته باشد براي اينكه به تو چيزي را ياد بدهد يا نه. اراده، قصد و نیّت کرده باشد، یا نکرده باشد. چون تربیت از عناوین قصدیّه نیست و قصد در آن دخالت ندارد. بخواهی یا نخواهی، حرف که می‌زنی اثر می‌گذارد و آموزش می‌گیرد؛ حالا قصد بکني یا نکني. همین‌که فرزند به حرف زدن پدر و مادر گوش می‌دهد، اثر می‌پذیرد. خود عمل تأثير می‌گذارد نه عمل همراه با نيّت. روایات را دیدید که همه بر روي اين مسئله تأکید داشت.

 

 مواجهه با شایستگان، انسان را به‌سوی شایستگی می‌کشاند

 این روایتی که من مطرح کردم برای این بود كه می‌خواستم بگویم که نفسِ رابطه، مطرح‌شده است. اصلاً نفسِ مواجهه‌ی با فرزند، آموزش است. یک روایتی است از امام زین‌العابدین (علیه‌السلام) می‌فرماید: « مُجالَسَةُ الصّالحینَ داعیَةٌ الی الصَّلاحِ[4] » نشست‌وبرخاست با نيكوكاران، دعوت‌کننده‌ی به‌سوی نيكي و شايستگي است.

همین رابطه و مواجهه با شایستگان، انسان را به‌سوی شایستگی می‌کشاند. بخواهی یا نخواهی، می‌کشاند. چه آن شخص شایسته و صالح، اراده کرده باشد یا اراده نکرده باشد.

 

 اسوه‌های قرآني

 من این‌ها را محکم ميگویم. اینکه میگوییم: تربیت آموزش دادن است، یعنی روشِ رفتاری و گفتاری دادن است؛ اين نكته ظريف را دارد كه كسي که می‌خواهد روش بدهد، لازم نیست این روش دادن را اراده کرده باشد. لذا می‌بینیم در اصطلاح قرآنی، هم راجع به پیغمبر داریم، هم راجع به حضرت ابراهیم - هر دو تا را تحت یک عنوان مطرح می‌کنند- که تعبیر به اسوه می‌کند. این‌ها اسوه هستند. يعني این‌ها روش می‌دهند، حالا می‌خواهد روش دادن را قصد بکنند یا قصد نکنند.

 درباره پیغمبر می‌گوید: « لَّقَدْ كاَنَ لَكُمْ فىِ رَسُولِ اللهِ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ لِّمَن كاَنَ يَرْجُواْ اللهَ وَ الْيَوْمَ الاَْخِرَ وَ ذَكَرَ اللهَ كَثِيرًا[5] »

  درباره حضرت ابراهیم می‌فرماید: « قَدْ كاَنَتْ لَكُمْ أُسْوَةٌ حَسَنَةٌ فىِ إِبْرَاهِيمَ وَ الَّذِينَ مَعَهُ [6

 

 پدر و مادر باید اسوه حسنه باشند!

 اسوه در لغت به معنای مقتدا و پیشوا است. هر محیطی که انسان در آن محیط ساخته می‌شود، آنجا برای خودش یک اسوه دارد. در محیط خانوادگی پدر و مادر اسوه‌اند. در خانه هم براي فرزند آموزش خوب جا میافتد. چون هنوز فرزند به آن حدّی که استقلال پیدا بکند، نرسیده است و تحت تکفّل و حمایت آن‌ها است. اگر بخواهيم اين مطالب را در قالب قرآنی بریزیم، بايد بگوييم: پدر باید اسوه حسنه باشد! مادر باید اسوه حسنه باشد! در چند رابطه؟ در سه رابطه؛ هم دیداری‌اش، هم شنیداری‌اش، هم گفتاری و کرداری‌اش. این باید اسوه حسنه باشد. قصد هم اینجا مطرح نیست. یعنی وقتی فرزند پیکره پدر را می‌بیند، دارد از او الگو می‌گیرد. پدر بخواهد یا نخواهد، دارد فرزندش را آموزش می‌دهد.

 

 پيكر و پوشش والدين فرزند را تربيت می‌کند

 مادر باید اسوه حسنه باشد. همان پیکره‌اش، خودش و تبعاتش؛ هم خودش و هم پوشش او، که نزدیک‌ترین تبعه اوست. چه پوشش خودشان، چه پوششی که به تن فرزندشان می‌کنند. پوششی را که پدر دارد، بخواهد یا نخواهد، دارد به فرزندش این پوشش را آموزش می‌دهد. پوششی که مادر دارد، چه بخواهد و چه نخواهد، دارد از طریق دیداری، آموزش می‌دهد.

 

 پوشش والدين، حيا را شكوفا كرده يا سركوب می‌کند.

 او به فرزندش حیا، عفاف و پاک‌دامنی آموزش می‌دهد؟ یا سرکوب کردن حیا در درون او را آموزش می‌دهد؟ حیا از فطریات است. حيا یک بحث مستقل است. این مطلب را بعداً بحث می‌کنم كه حيا از فطریات انسان است. آیا دارد شکوفا می‌کند حیا را در درون فرزند؟ یا دارد این فطرت را در درون او سرکوب می‌کند؟ تو کدام‌یک از این‌ها را انجام می‌دهی؟ بحث اینکه اراده کردی يا نکردی، قصد کردی يا نکردی نیست؛ هیکلت را كه این‌گونه پوشاندی، همين پوشش تو، بخواهی یا نخواهی به بچه آموزش می‌دهد. چه پدر، چه مادر، خودشان و نزدیک‌ترین تبعات آن‌ها، یکی پیکره‌شان، بعد هم آن چیزی که به پیکره‌شان می‌پوشانند، این به بچه آموزش می‌دهد. اين مباحث كاملاً حساب‌شده و دقیق، همه با آنچه خداوند در نهاد هر انسانی به ودیعه گذاشته است، همسو است. پیکره‌ات باید به‌گونه‌ای باشد که آنچه خدا در نهاد او قرار داده است، آن را شکوفا کنی نه سرکوب کنی!

 می‌خواستم این را عرض کنم که این سه خصیصه، برای تربیت فرزند نقش اساسی دارد. نقش زیربنایی دارد؛ یعنی پدر و مادر در جنبه‌های دیداری، شنیداری و رفتاری، باید برای فرزند اسوه حسنه باشند. ازنظر پیکرشان بچه را به یاد خدا می‌اندازند یا شیطان؟ نسبت به تبعاتشان هم، مسئله‌ی پوشش هم همین‌طور است.

 

 پوشش حضرت زهرا(سلام‌الله علیها) هنگام ايراد خطبه فدك

 من به مناسبت ایام بروم سراغ بحث راجع به حضرت زهرا (سلام‌الله علیها)، كه ايشان در رابطه با قضایای فدک، به مسجد رفتند و جمعیت هم همه آنجا بودند که خطبه معروفشان را خواندند. من نمی‌خواهم وارد خطبه بشوم، آنکه مورد استشهاد برای بحثم است، اين است كه نقل‌شده حضرت هنگام خروج « لاثَت خِمارِها عَلی رأسِها [6] »

 «لاثَ» به معنای پیچیدن است، میگوییم «لاثَ العَمّامَةَ عَلی رَأسِه». خِمار یک‌چیزی بوده است که بزرگ‌تر از روسری‌های فعلی بوده، یعنی سر و گردن و همه این‌ها را می‌پوشانده، وقتی‌که خبردار شدند که مردم از مهاجر و انصار در مسجد جمع شدند، حضرت بلند شدند و خِمار را به سر مبارکشان بستند، به‌نحوی‌که تمام سر و گردن را پوشاند، «وَاشتَمَلَت بِجِلبابِها»، جلباب یک پوشش سرتاسری بوده که روی لباس بوده، الآن در مناطق عرب نشین تعبیر به عبا می‌کنند، ما میگوییم: پوشش برتر؛ چادر. این را هم بر سرشان انداختند که تمام بدن پوشیده شد.

 

 پوشش در ميان همراهان

  «وَأَقبَلَت فی لُمَّةٍ مِن حَفَدَتِها وَ نِساءِ قَومِها[7] » یعنی حضرت همراه با گروهی هم‌سن‌وسال‌ها، هماهنگ‌ها از یاران و اعوان خودشان حرکت کردند. اول مسئله پوشش شخصی بود که چگونه خودش را پوشاند، بعد مسئله همراهان. اينجا درباره اين پوشش و نحوه‌ی خروج، دو احتمال وجود دارد؛ يكي اين است كه این‌گونه پوشش دادند، اعوانشان را خبر کردند و آمدند دور حضرت زهرا را گرفتند، برای این بود که وقتی حضرت زهرا (سلام‌الله علیها) می‌خواهند خارج شوند، در بین این اجنبی‌ها، حتی پیکره‌اش را هم نبینند. حتی پوشش چادر آن‌قدر بلند بوده که وقتي حضرت می‌خواستند حرکت کنند، بخشی از این پوشش، زیر پای حضرت می‌رفته است. من این‌ها را خواندم برای این‌که ميگويند حضرت زهرا تشریف بردند مسجد و حتي در بین آن‌ها، خطبه هم خواندند؛ اما چگونه رفتند؟ ببینید پوشش را! این چون تبعات بود گفتم. با چه وضعی رفت؟ بااینکه خِمار بود، پوشش سرتاسری بود، آن‌قدر هم بلند بوده كه زیر پاهایشان می‌رفته، دوباره خبر کرد که دور او را بگیرند تا اینكه حتي پیکره او را نبینند. اجنبی او را نبیند.

 

 حضرت زينب در مجلس يزيد

 دختر او زینب هم وقتی‌که در مجلس یزید بود آنجایی را که دیگر خیلی آتشین شروع کرد صحبت کردن، یزید را مخاطب قرارداد، گفت: « أَمِنَ العَدلِ یابنَ الطُّلَقاءِ تَخدیِرُکَ حَرائِرَکَ و إمائَکَ وَ سَوقُکَ بَناةِ رسولِ الله سَبایا قَد هَتَکتَ سُتُورَهُنَّ وَ أَبدَیتَ وُجوهَهُنَّ [8] »، آیا این از عدالت است ای پسر آزادشده‌ها؟ كه همسرانت را و کنیزانت را پشت پرده ببری که نامحرم نبیند؟ درحالی‌که دخترهای پیغمبر را در شهرها گردش بدهی؟ پرده حشمت آن‌ها را هتک کنی؟ چهره‌های این‌ها را آشکار کنی که مردهای اجنبی ببینند؟

 ببینید ما پیرو این‌ها هستیم؟ ما تربیت‌شده این‌ها هستیم، جامعه ما آیا این است؟ شما زهرایی و زینبی هستید؟ من این را می‌خواستم بگویم.

 

 توسل

 التماس دعا. من دیگر توسلم را شروع کنم. زهرا رفت مسجد، می‌نویسند که علی (علیه‌السلام) در خانه نشسته بود، منتظر بود زهرا برگردد. من دیدم نوشتند که علی (علیه‌السلام) بارها سر می‌کشید ببیند زهرا آمد یا نه؟ یک‌وقت دید زهرا وارد شد، زهرا وارد شد، یک نگاهی به چهره علی کرد، رو کرد گفت: « یا بن ابی‌طالب! علیک‌السلام إِشتَمَلتَ شَملَةَ الجَنین؟ وَ قَعَدتَ حُجرَةَ الظَّنین[9] » مثل جنین در رحم مادر زانوی غم به بغل گرفتی؟ و مثل آدم‌های متهم نشست‌های؟

 معلوم می‌شود علی (علیه‌السلام) وقتی نشسته بود زانوهایش را در بغلش گرفته بود. در بعضی از نقل‌ها نوشتند داشت زهرا این جملات را که به علی (علیه‌السلام) می‌گفت، یک‌وقت مؤذن گفت « الله‌اکبر » صدای اذان بلند شد، شهادت به وحدانیت داد و بعد تا شهادت به رسالت رسید، آنجا بود که علی سر را از روی زانوهایش برداشت، یک نگاه کرد به چهره زهرا، جواب او را به او داد، گفت: « أَیَسُرُّکَ أَلّا تَسمَعی هذا وَ لا یَسمَعون؟ [10] »، چون زهرابه او گفته بود که تو آن مرد میدان جنگ‌ها بودی، تو گرگ‌ها را می‌دریدی! مگس‌ها جمع شدند دارند تو را می‌درند! علي علیه‌السلام به چهره‌ی زهرا یک نگاه کرد، گفت: زهرا! خوشحال می‌شوی که دیگر این شهادت به نبوت را نشنوی؟ من همان علی هستم که خیبر را فتح کردم، تغییر نکردم، اما اگر الآن قیام کنم دیگر نامی از پدرت برده نخواهد شد! میگویند اینجا بود زهرا گفت: «إِذاً نَصبِر» حالا این است صبر می‌کنم، امّا صبر زهرا... چنان بر او فشار آوردند که فریادش بلند شد:«یا أَبَتاه هکذا یُفعَلُ بِإبنَتِک» ای پدر! با دخترت این‌گونه رفتار می‌شود...

 

[1] وسائل الشیعه، ج 20، ص 154

[2] وسائل الشیعه، ج 12، ص 23

[3] بحار الانوار؛ جلد 71، صفحه 189

[4] اصول کافی، ج 1، ص 20

[5] سوره‌ی مبارکه احزاب، آیه20

[6] سوره‌ی مبارکه‌ی ممتحنه، آیه4

[7] بحارالانوار، ج 29، ص 220

[8] بحارالانوار، ج45، ص 157

[9] بحارالانوار، ج29، ص 234

[10] همان

 

معرفی کتاب

کتاب وحی و نبوت شهید مطهری

سلام کتاب بسیار پر محتوای وحی و نبوت از شهید مطهری. داستان هایی در مورد پیامبر و خصوصیات و اخلاق و رفتار پیامبر اکرم همه در این کتاب

از همین گروه خبری

و این آغاز یک فصل است،فصلی برای جهاد فرهنگی ...

مروری بر زندگی آیت‌الله العظمی سید عبدالحسین لاری

در آیه 104 سوره آل عمران یکی از مهم‌ترین آیات «امر به معروف و نهی از منکر» آمده است و به نظر می‌آید به لحاظ دلالت بر وجوب، این آیه مهم‌ترین آیه باشد؛

«صدای آمریکا» می‌گوید که «محمد مسلم وافی» موجود عجیبی است. برای ما هم شاید. روحانی ٣٢ ساله‌ای با ٩فرزند و دو داماد که حتی از اعتراض‌های مادرهمسرش هم بی‌نصیب نمانده است

امام خمینی(ره) : با فضیلت‌ترین اوقات اعتکاف ،ماه رمضان است و برترین ایام ماه رمضان، دهه آخر آن است

مجموعه پوستر های نکته های ناب رهبری در موضوعات مختلف

این بازی چند نسخه دارد که در نسخه چهارم آن ، کاربر باید بعد از انفجار مسجدی که بسیار به مسجد النبی (صلی اله علیه و آله) شبیه است از روی نسخه های قرآن بگذرد

یازدهمین مطلبی که در بحث کیفیت حکم امربه‌معروف و نهی منکر موردبحث واقع شد، این بود که ترک امربه‌معروف و نهی از منکر، از کبائر است و یا از صغائر است؛

صفات جهنمیان و بهشتیان

در بحث سیره تربیتی نوح(ع) که یکی از پنج نبی اولوالعزم و اولین نبی اولوالعزم بودند، همچنین در قرآن کریم بیش از 130 مورد و حدود 140 آیه قرآن در مورد نوح(ع) هست که توجه به این تعداد آیه در مورد نوح نشان می‌دهد که سیره نوح در زندگی امروز ما بسیار اثرگذار و قابل توجه است


نظرات شما