درس اخلاق آیت الله مظاهری،آیات و روایات اخلاقی، قسمت چهارم
تعداد بازدید 146 || تاریخ 1396/03/16

بسم‌الله الرحمن الرحیم

درس اخلاق آیت‌الله مظاهری

موضوع: آیات و روایات اخلاقی

قسمت چهارم

رب اشْرَحْ لِي صَدْرِي وَ يَسِّرْ لِي أَمْرِي وَاحْلُلْ عُقْدَةً مِنْ لِسانِي يَفْقَهُوا قَوْلِي‌.

 

 یک روایتی مرحوم علاّمه مجلسی (رضوان الله تعالی علیه) در بحار نقل فرمودند. روایت، روایت خوبی است از نظر اخلاقی. میفرماید: اذا کان یوم القیامة ؟؟ الله تعالی لطائة اجنحه. وقتی روز قیامت شود یک طائفه ای بالدار می شود. دو بال که این دو تا بال را در دنیا تهیه کرده اند. و یطیرونه الی الجنه من قبورهم . از قبرهایشان پرواز می کنند به بهشت. و یتنعمون فیها کیف یشاء و در بهشت متنعمند به هرچه بخواهند، چه مادی و چه معنوی. خیلی مقام بالاست. بدون حساب و کتاب از قبر به بهشت آنهم بهشت یطعموم فیها کیف یشاء. و تقول الملائکه هل رأیت الحساب والصراط قالوا مارأینا شینا. از آنهاسؤال می کنند که آیا حساب و کتابی و آن پل و روی جهنم و اینها قالوا مارأینا شینا فقالوا ما کان اعمالهم فی الدنیا. در دنیا چه کردید که این دو بال را پیدا کردید و اجازه داده شد که بیایید به بهشت آنهم بهشت اینطوری. شاید این یتنعمون فیها کیف یشاء یعنی بهشت عوام، بهشت خواص، بهشت خصّ الخواص. که آن بهشت عمومی برای عموم مردم و بهشت عدن برای خواص و بهشت رضوان الله برای اخصّ الخواص. که قرآن همان بهشت رضوان را مقام عنداللّهی میگوید. یا ایتها النفس المطمئنه ارجعی الی ربک. نه ارجعی الی جنّتک. راضیة مرضیة* فادخلی فی عبادی وادخلی جنّتی. که این وادخلی جنّتی یعنی مقام عنداللّهی. اینها میگویند که چه کردی در دنیا که به این مقام رسیدی. و اینها دو چیز جواب میدهند: اذا خلونا نستحیی عن توصیه ما برایمان خلوت و جلوت نداشت، همینطور که در میان مردم گناه نمی کردیم در خلوت هم از خدا حیا می کردیم که گناه کنیم. یکی هم نرضا بما قسّم لنا. توانسته بودیم مقام تسلیم و رضا را بدست آوریم. فقال الملائکه بحقٍ لکم هذا. خوب مقامی است اما حقش هم شما دارید. از این روایت استفاده میشود که دو چیز موجب میشود که در روز قیامت ما بالدار باشیم. یکی توجه به این مطلب که همه جا محضر خداست و ما در محضر خداییم و ادب حضور باید مراعات شود. این مشکل است اما خیلی لازم است. حتی اگر نباشد نفاق اخلاقی است. مثلاً ما طلبه ها در میان مردم خیلی از کارها را باید نکنیم و نمیکنیم. برای اینکه مردم برایمان دست می گیرند. اما وقتی به خلوت رویم کار دیگری می کنیم. یعنی آن تقیّدی که در میان مردم داریم، این تقیّد را در خلوت نداریم و این نفاق است. باید ما نه خلوت داشته باشیم راجع به گناه و نه جلوتاً. یکی از علمای علم اخلاق چه خوش می گوید. می فرماید که متقی کیست؟ آن کسی که بتواند اعمالش را در طبقی بگذارد و آن طبق را روی سرش بگذارد و دور بگردد. این را می گویند متّقی. یعنی ما ظاهر و باطن نداشته باشیم. ما همینطور که گناه در میان مردم نمی کنیم، در خلوت هم گناه نکنیم.
خیلی اوقات اتفاق می افتد که انسان پیش از زن و بچه کارهایی می کند و ابهت روحانیت را از دل این زن و بچه می برد که گناهش در سرحد کفر است. با یک عقیده ای آمده به خانۀ این طلبه ناگهان می بیند که آنکه میخواهد نبوده است. یکی از بزرگان علمای علم اخلاق میگفت که این بچه طلبه ها آن ابّهتی که دیگران راجع به روحانیت دارند را ندارند. برای اینکه خلوت و جلوت این آقا تفاوت می کند. و ما باید مواظب باشیم که خلوتمان با جلوتمان تفاوت نداشته باشد. مشکل است اما واجب است. گفتم علمای علم اخلاق اگر تفاوت داشته باشد به آن میگویند نفاق. و باید منافق نباشیم. نفاق که همه این نیست که العیاذبالله ایمان به قلب ندارد و تظاهر به ایمان میکند و این گناهش به اندازه ای بزرگ است که قرآن در اول سوره بقره پنج آیه یا چهارتا مربوط به مؤمن است و دوسه تا آیه مربوط به کافر است و بیش از بیست آیه مربوط به منافق است. قرآن خیلی داغ راجع به منافق صحبت کرده. این منافق اما یک نفاق دیگر هم داریم زیر و رو و ظاهر و باطن و همینطور که کاسب گاهی ظاهر و باطن دارد، مثلاً الان شما نمیتوانی در بازار یک صندوق میوه پیدا کنی که زیر و وسط و رویش یکی باشد، خوب این نفاق است. ما طلبه ها هم باید اینطور باشیم که زیر و وسط و رو نداشته باشید و همه یک طور باشد. برای همه لازم است اما برای ما طلبه ها خیلی لازم تر است. و مشاعره البته می خواهد ما را هو کند اما می گوید. یک طلبه ای اعتراض کرد به یک فاحشه و گفت چرا اینطوری، فاحشه جواب داد هرچه بگویی هستم اما تو آنچه می نمایانی، هستی. این شاعر از قول یک شاعر خوب گفته. ما باید آنچه می نمایانیم همان باشیم. آنچه می گوییم خود عمل کنیم. از اینها نگذرید. شیخ عباس قمی که کتابهایش رنگ خاصی دارد، مخصوصاً مفاتیح، که خیلی مفاتیح نوشته شده که این کتاب از مد بیفتد اما نشده و نمیشود مثل لمعه و شرح لمعه یک رنگی دارد که این رنگ را ادامه میدهد. شیخ عباس قمی میگوید من یک دوره به این مفاتیح عمل کردم و بعد به مفاتیح اجازۀ چاپ دادم. اگر آقا شیخ عباس نبود می گفتیم العیاذبالله دروغ میگوید. استاد بزرگوار ما آقای بروجردی از مرحوم شیخ طوسی که ایشان یک علاقه ای خاص نسبت به شیخ طوسی داشتند چون خیلی بالا بود و رد کردن شیخ طوسی برای ایشان خیلی مشکل بود. و بعضی اوقات که می خواستند شیخ طوسی را رد کنند، می گفتند که روی این یک دقیقه فکر بوده. برای اینکه دویست جلد کتاب کسی بنویسد آنهم در مدت شصت و چند سال و آنهم در آن مضیقه ها، ایراد به آنها وارد است.

بعد این را که می گفتند شاهد می آورند و می گفتند که این مصباح المتحده که ایشان نوشت و مصباح المتحده یک کتاب دعاست، اول خودشان یک دوره عمل کرد و بعد هم به قاعدۀ انذر عشیرة الاقربین، زن و بچه را هم واداشت که یک دوره بخوانند و عمل کنند و بعد اجازۀ چاپ دادند. اینها در ما هست. الحمدلله در روحانیت از این حرفها زیاد داریم و ما باید به آنها شباهت داشته باشیم و مثل آنها باشیم. نمی شود و نمی توانم و نمی دانم و اینها در قاموس طلبه باید نباشد. اگر جداً بخواهد، می تواند. اگر جداً بخواهد، می شود و هر گرۀ کوری را باز می کند. و اگر جداً بخواهد، می داند. ولو اصلاً ذهن و حافظه نداشته باشد و ما خیلی ها را سراغ داریم. معمولاً مراجع بزرگوار، نبوغ در استعداد و ذهن و حافظه ندارند بلکه کار و تلاش و کوشش و رابطه با خدا دارند. می گویند به آنشتین گفتند نابغه کیست؟ گفت نبوغ و اینها سرم نمی شود اما اگر کسی تلاش و کوشش کند به هرکجا بخواهد، می تواند برسد. لذا ما نگوییم که نمی شود و نمی توانم و وضع بد است بلکه ما باید صددرصد خالص باشیم. ما باید صفا و صمیمیت را از دست ندهیم. دروغ گفتن یعنی نفاق یعنی ظاهرمان با باطلمان دوتاست. و نمی شود گفت که در میان ما دروغ نیست. خدا رحمت کند مرحوم بهاءالدینی که آدم خیلی بالایی بود و ایشان به من لطف داشتند و خیلی بالا و خوب بود. یک طلبه ای پیش ایشان آمد و گفت آقا یک نصیحتی به من بکنید. مرحوم آیت الله آقای بهاءالدینی گفتند دروغ نگو. و بعد برای این توجیه نکند، گفتند که من نمی گویم دروغ نگو یعنی آن دروغ های خیلی بالا و توحید افعالی و اینها مرادم نیست، بلکه همین دروغ های معمولی و دروغ های محاوراتی را نگو. دروغ یعنی آنکه ظاهر و باطنش دوتاست. چون در خلوت رود کار دیگر کند و چون در میان مردم باشد دروغ می گوید و تظاهرمی کند.

بعضی اوقات همین طلبه ها از من سؤال می کنند و زیاد هم هست و از دیگران هم سؤال می کنند و می گویند آقا نماز خواندن در خانه و نماز خواندن در جماعت برای ما دونوع است، این نماز من باطل است یا نه؟ خوب می گویند نه. اما این روایت ها و آن علم اخلاق می گوید، بله. مگر می شود نماز یک طلبه در خانه و مسجد دوتا باشد، معلوم است که باید یکی باشد. باید حیا کند از خدا و نماز اول وقت بخواند با خضوع قلب و با ترتیل و علاوه بر آن ادب و علاوه بر آن حسابی تعقیب. والاّ کار انصافاً مشکل می شود. برای آن کسانی که در راه اند کار خیلی آسان است. کسی خدمت امام صادق (سلام الله علیه) آمد و گفت یابن رسول الله این پل صراط . فرمودند از مو باریکتر است و از شمشیر برنده تر و ازآتش سوزانده تر است. این خیلی ناراحت شد. حضرت فرمودند اما برای مؤمن مابین مشرق والمغرب است. علم اخلاق همین است، مشکل است اما اگر انسان به راستی مبارزه کرد و به آن رسید خیلی آسان می شود. و به راستی می رسد به اینجا که یک کسی همیشه صف اول بود و مقیّد بود و یک روز نرسید و صف دوم ایستاد و این یک مقدار ناراحت شد که ما نتوانستیم در صف اول بایستیم. بعد که آمد به خانه گفت معلوم می شود که همۀ نمازها بیخود بوده، اینها اخلاق است و فقه نیست و بالاخره دوباره نماز خواند. اینها را باید شوخی نپنداریم. باید حسابی باصفا و باصمیمیت و با صداقت، طلبه ای که صفا و صمیمیت و صداقت نداشته باشد، طلبه نیست و آقا نیست. ما مریدبازی نداشته باشیم. والاّ این شرک است و این را نمی شود گفت طلبه یا امام جماعت و آقا. این صفا و صمیمیت و صداقت را باید بچه های ما از کار ما و از عمل ما بدون اینکه بگوییم، یاد بگیرند. کونوا دعاة الی الله بغیر السنتکم. یک پسر باصفا و با صداقتی، دخترمان و پسرمان. و بهترین جهیزیه و بهترین ارثها اینست. یک دختر آقا برود در یک طایفه و آن طایفه را حسابی مخلّق به اخلاق الله کند. بودند بعضی از دخترها که به راستی نه اینکه شوهرش را عوض کرد بلکه طایفه را هم عوض کرد. اما نه اینکه مرتب بگوید و بخواند که آن بدتر می شود.

 به عمل کاربرآید به سخنرانی نیست

 ما باید روی این جمله کار کنیم و بزرگان گفتند و حضرت امام هم گفتند و این جمله خیلی شیرین است.

 همه جا محضر خداست، در محضرخدائیم، ادب حضور باید مراعات شود.

 و این جملۀ اخلاقی را قرآن دو سه جا می فرماید. أعملوا ستیّرالله عملکم و رسولکم و المؤمنون. مفسرین این سین ستیرالله را استغفاری گرفتند و گفتند روز قیامت. اما یکی از آیات تفسیر می کند که نه، در همین دنیا، أعملوا ستیّرالله عملکم و رسولکم و المؤمنون ثم تردّون الی عالی الغیب والشهاده فینبئکم بما کنتم تعملون. لذا اول أعملوا ستیّرالله مربوط به عالم آخرت نیست، ما طلبه هستیم قرآن می گوید همه جا محضر مقدس امام زمان است. ما در محضر آقا امام زمانیم. ادب حضور باید مراعات شود. توجه به اینکه آقا امام زمان از عبادت و رابطه با خدا خیلی خوشحال می شود و از گناه خیلی ناراحت می شود. اما بله کرمش نفرینمان نمی کند اما گریه ها را می کند و ناراحتی ها را دارد.

 یک اهل دلی شب پانزدهم شعبانی گفت که آقا امام زمان را دیدم، حال عالم کشف شهود یا خواب یا بیداری و گفت دیدم که صورت ایشان سیاه است و گفتند آمدم در جشن هایم، اما از بس کشیده به صورتم زدند، صورتم را سیاه کردند و فرار کردم. را کسی نگوید خواب است یا کسی گفته و بیخود گفته. أعملوا ستیّرالله عملکم و رسولکم و المؤمنون. همه جا محضر مقدس ائمۀ طاهرین است من جمله واسطۀ فیض الان، امام زمان. خوشا به حال آن کسی که ظاهر و باطنش یکی است. به قول آن بزرگ همۀ اعمال از گفتار و کردار و حتی نیّات را می تواند در طبقی بگذارد و بیاید در مدرسه و بعد از مدرسه به خانه برود. خوشا به حال این ها. و باید چنین باشیم و غیر از این نمی شود. ما همه با این حرفها که اینها اخلاق است و اینها مربوط به فقه نیست و اینها واجب نیست، دنبال اینها نباید رفت. اسلام عزیز پکیده شده از سه چیز است. احکام یعنی فقه اخلاق یعنی اینها و اعتقادات یعنی همین که ما آقا امام زمان را واسطۀ فیض عالم بدانیم. همه جا محضر آقا امام زمان و ادب حضور را در مقابل آقا امام زمان حفظ کنیم. اینها پکیده به هم است. ما خیال می کنیم که فقط واجبات و محرمات، بلکه اخلاق و اعتقادات هم هست. این از جملۀ اول.

 میخواستم راجع به جملۀ دوم یعنی تسلیم و رضا صحبت کنم ولی وقت گذشت، آنهم ان شاء الله اگر خدا عمر و توفیق دهد بحث هفتۀ آینده راجع به جملۀ دوم این روایت مقام تسلیم و رضاست.

 و صلّی الله علی محمد و آل محمد

 

معرفی کتاب

کتاب وحی و نبوت شهید مطهری

سلام کتاب بسیار پر محتوای وحی و نبوت از شهید مطهری. داستان هایی در مورد پیامبر و خصوصیات و اخلاق و رفتار پیامبر اکرم همه در این کتاب

از همین گروه خبری

حل مشکلات پیچیده با توصیه‌های آیت الله بهجت(ره)

شیخ طوسی از حارث بن مُغَیْرَه نَضْرى روایت کرده که امام صادق(ع) در شب آخر شعبان و شب اوّل ماه رمضان این دعا را می خواندند

پیامبر مکرم اسلام(ص) درباره اهمیت خدمت به خانواده در روایتی به اثرات وفوائد این کار اشاره فرمودند

حضرت صادق علیه السلام فرموده اند تسبیحات فاطمه زهرا علیهاالسلام در هر روز پس از هر نماز نزد من محبوب تر از هزار ركعت نماز در هر روز است

عمر از هرچه شما فکر کنید ارزشش بیشتر است برای اینکه یک آنِ عمر می‌تواند خیلی کار بکند و می‌تواند ناگهان مثل حر بن یزید ریاحی یک ساعت برسد به آنجا که در زمرۀ شهدای افضل از اولین و آخرین شود

گزیده ای از بیانات حضرت آیت الله بهجت (ره)

پوشش زنان در زمان پیامبر (ص) پوشش متداول و مرسوم آن زمان بوده است

شیخ نخودکی اصفهانی هنوز به سن تکلیف نرسیده بود که در محضر اساتیدش توانست راه کمال و معرفت را بپیماید، به گونه‌ای که نقل شده سه ماه رجب، شعبان و رمضان را تا آخر عمر روزه‌دار بود

سوالی از طرف خداوند متعال

حضرت یعقوب، وصال حضرت یوسف را انتظار می‌کشید و به فرزندانش می‌فرمود: از رحمت خدا ناامید و مأیوس نباشید (یوسف، 87)، شیعیان نیز در انتظار فرا رسیدن روز ظهور به رحمت خدا امیدوارند.


نظرات شما